جامع ترین مرکز علمی،آموزشی،تفریحی http://anjoman.hsbteam.com/ Thu, 23 Mar 2017 16:51:34 +0430 خلاصه آخرین موضوعات ارسالی در :جامع ترین مرکز علمی،آموزشی،تفریحی - روان شناسی - en Thu, 23 Mar 2017 16:51:34 +0430 pbboard 60 زنها بعد از رابطه جنسی چه چیزی دوست دارند؟ http://anjoman.hsbteam.com/t2919 Sat, 11 May 2013 09:50:39 +0430

محققان اروپایی در یک نظرسنجی که از بسیاری از زنها صورت گرفت ، لیستی از مواردی که آنها بعد از برقراری رابطه جنسی و ارگاسم دوست دارند تهیه شده است ، لطفا به این نکته توجه داشته باشید که بنا بر این نظرسنجی گروههای مختلف خانمها تمایلات متفاوتی داشته و حتی امکان دارد مواردی که مورد علاقه برخی از خانمها در این لیست وجو دنداشته باشد….





۱: درآغوش گرفتن: تقریبا” همه خانمها دوست دارند که بعد از رابطه جنسی ،توسط مرد درآغوش گرفته ونوازش شوند. حلقه کردن دستها بدور زن و نوازش او احساس بسیارخوبی به زن میبخشد.حتی اگر بسیارخسته شده اید و دیگر انرژی برای ادامه دادن ندارید ف قبل از خواب دستهایتان را بدور همسرتان حلقه کنید و چندکلمه عاشقانه به او بگویید.





۲: عدم تحرکات جسمی: عده ای از زنها هم هستند که بعد از پایان رابطه جنسی ،دیگر هیچگونه علاقه ای به تماس جسمی و عاطفی ندارند ، این افراد اظهار میکنند که آنها بقدری تحریک شده اند که بعد از آن هرگونه تحریک دیگری برایشان لذتی نداشته و عذاب آورخواهدبود ، البته این خواسته هرگز به معنی سرد مزاجی این زنها نیست بلکه آنها فقط دوست دارند مدت کوتاهی باخودشان تنهاباشند،پس لازم است در این لحظات همسرتان را درک کنید ، دربرخورد با این زنها باید بعد از انجام رابطه جنسی از آنها بپرسید: عزیزم حالت خوبه؟آیا همه چیز مرتب است؟ یا آیا چیزی احتیاج نداری؟ و بعد از ابراز خوشنودی ازانجام رابطه جنسی با او ، سعی کنید همسرتان را نیم ساعتی تنها بگذارید تا استراحت کند.





۳: صحبت کردن: هرچند اکثرمردها بدنبال رابطه جنسی خسته شده و یارای انجام هیچکاری را ندارند ولی گروهی از زنها دوست دارند که بعد از رابطه جنسی کمی صحبت کنند.در این مواقع فقط باید گوش خود را به اوبسپارید! اگرخوش شانس باشید او به شرح آنچه گذشت و احساسش از رابطه جنسی با شما می پردازد.اما مواظب باشید که در بین صحبتهای او صدای خوروپف شما بلند نشود!





نکته: همه مردها بعد از ارگاسم دوست دارند کمی بخوابند،این امرکاملا”طبیعی است.ولی به شریک جنسیتان هم توجه داشته باشید واجازه دهید او در کنارشما باشد، تا این تصورپیش نیاید که شما فقط به فکر خودتان هستید.





۴: برقراری رابطه دوم: به این نکته توجه داشته باشید که در برخی مواقع زن همچنان اشتیاق به انجام یک عمل جنسی دیگر را دارد ، دراین حالت اگرشماهم آمادگی دارید بهتر است این فرصت را به خودتان دهید .





اما اگر به دلیل سن بالا یا هر علت دیگری قادر به ادامه نیستید،برای او توضیح دهید که شما اکنون توانایی انجام رابطه جنسی مجدد را ندارید و برای اینکه بتوانید این کار رابخوبی انجام دهید باید کمی استراحت کنید تا دوباره سرحال شوید.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2919
اضطرابی که فروکش می کند! http://anjoman.hsbteam.com/t2890 Thu, 09 May 2013 18:43:26 +0430

امروزه نقش و اثرات مخرب اضطراب یا همان استرس برای همه مشخص و روشن است. همه می دانند كه استرس مضراتی جدی و ماندگار برای سلامت جسم و روان آدمی  دارد اما نكته عجیب آن است با وجود آن كه آگاهی افراد در این مورد بیشتر شده، اما شیوه زندگی آنها استرس بیشتری به ارمغان می آورد. البته شاید پاسخ شما و بسیاری از افراد این باشد كه در دنیای امروز نمی توان استرس های روزمره را كاهش داد. این نكته درستی است، اما ما باید بتوانیم به شیوه های مختلف با آنها مقابله كنیم. روش های زیادی برای کاهش و رسیدن به آرامش وجود دارد.





 





در این یادداشت به نكاتی هر چند كلی و مختصر ولی كارآمد برای رویارویی با اضطراب اشاره می نمائیم و شما را با 10 روش موثر برای فرو نشاندن استرس که با توجه به میزان کار و زمانی که صرف آن ها می شود بیشترین کارایی را دارند، آشنا می کنیم.





برخی از این روش ها در خلال خواندن همین مقاله قابل یادگیری و به کاربستن می باشند و برخی دیگر از آن ها به تمرین بیشتری نیاز دارند. داشتن عاداتی سالم به شما كمك می كند تا در برابر اثرات مخرب استرس ایمن بمانید و برخی از این عادات چنین است.





 





صحبت با دوستان و خانواده: حضور دوستان و آشنایان دارویی مفید و موثر برای مقابله با استرس است. پس در مواقعی كه استرس دارید بهتر است به دوستان و آشنایان خود سری بزنید. اگر راه ها دور است می توانید با آنها تلفنی صحبت كنید، حتی نامه یا ایمیل بدهید و احساسات، امیدها و شادی های خود را با آنها تقسیم كنید.





 





فعالیت فیزیكی: فعالیت بدنی منظم تنش های روحی و جسمی  را كاهش می دهد. بزرگسالان فعال كمتر در معرض افسردگی و از دست رفتن عملكرد مغز قرار دارند. فعالیت بدنی تأثیری شگرف دارد. موجب حسی خوشایند می شود. اگر هنوز این برنامه را به صورتی جدی در كارهای روزانه خود نگنجانده اید؛ از همین امروز یك فعالیت بدنی مانند پیاده روی، شنا یا دوچرخه سواری را فراموش نكنید.





 





تنفس عمیق: تنفس عمیق، روش ساده ای برای فرو نشاندن استرس است و مزایای زیادی برای بدن انسان دارد که از آن جمله می توان به اکسیژن رسانی به خون اشاره کرد که این امر به نوبه خود باعث «بیدار کردن» مغز، شل کردن عضلات و آرام کردن فعالیت های ذهنی می گردد. تنفس عمیق از این جهت مفید است که می توان آن را همه جا و همه وقت انجام داد و اثربخشی آن نیز سریع و فوری است.





 





در زیر، چگونگی انجام این کار توضیح داده شده است:





1- در وضعیت راحتی بنشینید یا بایستید.





 





2- به آرامی از طریق بینی نفس بکشید و در مغزتان تا 5 بشمارید.





 





3- هوا را از دهانتان بیرون دهید و در مغزتان تا 8 بشمارید.





 





4- این کار را چند بار تکرار کنید.





 





در هنگام تنفس به نکات زیر توجه کنید:





هنگام تنفس، به جای آن که شانه های خود را بالا دهید، شکمتان را به سمت بیرون بدهید. این روشِ راحت تر و طبیعی تری برای تنفس است و به ریه ها کمک می کند که از هوای تازه پر شوند و هوای «کهنه» بیشتری را تخلیه کنند.





شما می توانید این کار را چند بار انجام دهید تا استرس خود را کاهش دهید و یا به شکل مدیتیشن آن را چند دقیقه تکرار کنید.





اگر بخواهید می توانید به هنگام بازدم (بیرون دادن هوا)، حلق خود را کمی سفت کنید تا هوا با صدایی شبیه پچ پچ و نجوا خارج شود. این روشِ تنفس گاهی در یوگا نیز استفاده می شود و می تواند باعث فرو نشاندن بیشتر استرس شود.





استرس هزاران تأثیر مخرب روی فیزیك و روح ما خواهد داشت، پس همین حالا تصمیم بگیریم سدهای محكمی جلوی آن بسازیم





 





پذیرش: آنچه را نمی توانید تغییر دهید، بپذیرید. اما هیچ وقت نگویید كه از من دیگر گذشته است كه تغییر كنم. بدانید و معتقد باشید كه همیشه می توان نكاتی جدید آموخت و به سمت هدفی مشخص حركت كرد.





 





خنده: خندیدن باعث ایجاد حس بهتری در شما می شود. پس نگران نباشید و بخندید.





 





تمرین كنید كه حتی وقتی تنها هستید با دیدن فیلمی كمدی، خواندن مطلبی مفرح و... بلند بخندید. اثر این رفتار را خیلی زود درمی یابید.





 





ترك عادات بد: مصرف بیش از حد سیگار یا كافئین موجب افزایش استرس می شود، پس اگر سیگاری هستید تصمیم به ترك آن بگیرید. همین الان عادات خود را مرور و عادت های بد را ترك كنید.





 





حفظ آرامش: به جای مسابقه دادن، گام اول را بردارید. احساس حضور در یك مسابقه، خود استرس زاست. 





فقط باید بدانید كه چه كاری می خواهید بكنید و زمان كافی را برای انجام كارهای مهم اختصاص دهید.





 





خواب كافی: سعی كنید هر شب 6 تا 8 ساعت بخوابید. اگر نمی توانید به اندازه كافی بخوابید اقدامات مختلفی كه برای كاهش استرس و افسردگی خود انجام می دهید، برای خواب راحت به شما كمك می كند. فعالیت بدنی نیز در بهبود كیفیت خواب تاثیر دارد.





 





برنامه ریزی: برنامه كاری خود را تعیین كنید تا فعالیت های اصلی شما مشخص باشد. این طور بهتر می توانید روی امور مهم تمركز كنید. نداشتن برنامه از عوامل مهم ایجاد استرس در همه سنین است.





 





حذف نگرانی: دنیا به آخر نمی رسد اگر امروز آشپزخانه شما تمیز نشود یا بعضی از برنامه هایی كه داشتید به انجام نرسند. شما باید این گونه كارها را انجام دهید ولی شاید نه امروز.





 





و حرف آخر این كه استرس هزاران تأثیر مخرب روی فیزیك و روح ما خواهد داشت، پس همین حالا تصمیم بگیریم سدهای محكمی جلوی آن بسازیم.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2890
استفاده از تلفن همراه مسری است http://anjoman.hsbteam.com/t2533 Tue, 30 Apr 2013 10:30:26 +0430

زمانی که یک شخص با تلفن همراه خود صحبت می کند، احتمال اینکه شخص مقابل او کار مشابه را انجام دهد، دو برابر افزایش می یابد.





به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از تلگراف، محققان در پایان یک بررسی جدید دریافته اند، زمانی که یک شخص با تلفن همراه خود صحبت می کند و یا آن را برای احتمال دریافت پیامک چک می کند، احتمال اینکه شخص مقابل او کار مشابه را انجام دهد، دو برابر افزایش می یابد.





محققان دانشگاه میشیگان در مطالعه خود به این نتیجه رسیده اند که چک کردن تلفن همراه در یک فرد می تواند برای حس توجه طرف مقابل یک عامل بیرونی جایگزین محسوب شود.





در این بررسی همچنین مشخص شد که زنان بیش از مردها از تلفن همراه خود استفاده می کنند، زیرا این دستگاه سازگاری بیشتری با زندگی روزانه خانم ها پیدا کرده است.





دانشمندان نتایج حاصل از این مطالعات را در آخرین شماره از نشریه Human Ethology Bulletin منتشر کرده اند و در آن توضیح داده اند که این فرآیند می تواند با رفتار «منع اجتماعی» در ارتباط باشد که طی آن انسان احساس می کند که نباید از حلقه ارتباطات روزانه خارج شود.





دکتر دانیل کروگر (Daniel Kruger) یکی از محققان حاضر در این بررسی گفت: «آنچه که بیش از همه در نتایج این مطالعه جالب بود، این بود که مردم چه زمان هایی تلفن همراه خود را مورد استفاده قرار می دهند، هر یک از افرادی که ما مورد مطالعه قرار دادیم، تلفن همراه خود را یک بار چک می کند و در همین زمان سپری شده خانم ها دو بار سراغ گوشی خود می روند».

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2533
ثروت شادی نمی آورد http://anjoman.hsbteam.com/t2419 Mon, 29 Apr 2013 09:15:52 +0430
داشتن زندگی شاد حق همه انسان هاست. روان شناسان بر این باورند شاد بودن یکی از بزرگ ترین مبارزات انسان در صحنه زندگی است. شادمانی و خرسندی در افراد به فاکتورهایی در جامعه و خانواده بستگی دارد، از این رو برخی از متخصصان بر این باورند که شادمانی یک حالت ذاتی و خدادادی نیست بلکه مهارتی است که افراد در طول زندگی باید آن را بیاموزند.

در زمینه شاد زیستن، رموز آن و ویژگی افراد شاد با دکتر بهروز بیرشک، عضو هیات موسس انجمن روان شناسان و مشاوران و دانشگاه علوم پزشکی گفت وگو کرده ایم که در زیر می خوانید.



● مسیرهای شاد زیستن



دکتر بهروز بیرشک در زمینه جدولی که هرساله میانگین شادی و شادمانی را در کشورهای مختلف جهان محاسبه می کند، می گوید: «رتبه ایران در این جدول رتبه چندان خوبی نیست و به نوعی پایین تر از میانگین شادمانی و شاد زیستن در جهان است.» «مارتین سلیگمن» روان شناس معروف از دهه ۹۰ میلادی به بعد روان شناسی را مورد نقد قرار داد. وی معتقد بود چرا هر زمانی که صحبت از روان شناسی می شود از اختلالات و مشکلات صحبت به میان می آید و از مباحث مثبت حرفی زده نمی شود. وی جزو نخستین کسانی بود که روان شناسی مثبت نگر را مطرح کرد و شاد زیستن را در این نوع روان شناسی جای داد. وی شادی را رسیدن به شناسایی و شناخت رشد توانایی هایی که فرد در رابطه با زندگی و افراد داشته باشد که برایش شادمانی را به ارمغان می آورد، می داند. این استاد دانشگاه مسیرهای مختلف شادمانی را این گونه برشمرده است: «مسیر دلپذیری که شامل تجربه هیجانات جالب در گذشته انسان هاست. مسیر نشاط و لذت، آنچه که فرد را در زمان حال خوشحال می کند و مسیر خوش بینی و امید که به آینده مربوط می شود.» وی در پاسخ به اینکه آیا شاد بودن ذاتی است یا اکتسابی، اظهار داشت: «برخی از روان شناسان معتقدند شاد بودن پیام های ژنتیکی دارد و در مقابل عده ای اعتقادشان بر این است که محیط در شاد بودن فرد نقش دارد. اما اگر بخواهیم پاسخ کلی در این زمینه ارایه دهیم، باید گفت شاد بودن فرد تلفیقی از محیط و ژنتیک است.»



● رابطه رفاه مالی با شاد زیستن



دکتر بیرشک معتقد است تغییر در وضعیت مالی و اقتصادی یا رفاه مالی در یک مقطع زمانی موجب شادمانی می شود اما از آنجا که خیلی زود این وضعیت عادی می شود شادی هم زودگذر است. آنچه بیشتر از همه موجب شاد زیستن افراد به صورت جهانشمول می شود، استفاده از حداکثر امکانات رفاه اجتماعی است که دربردارنده امنیت اقتصادی، مالی، بهداشتی و آموزشی است: «ما در بررسی جداول و آمارها می بینیم که مردم کشورهای اسکاندیناوی به دلیل استفاده از حداکثر امکانات در همه زمینه ها شادترین افراد جهان هستند در حالی که در کشوری مثل آمریکا که از رفاه مالی بیشتری نسبت به اسکاندیناویایی ها برخوردار است، میزان شادی افراد کمتر است در نتیجه باید گفت مردم کشورهای ثروتمند لزوما شادتر نیستند. مثلا مردم در کشور فقیری چون هندوستان از شادترین افراد هستند که این امر حتی در فیلم هایشان به وضوح دیده می شود.»عضو هیات علمی انجمن روان شناسان و مشاوران معتقد است: «یکی از موارد دیگری که منجر به شاد شدن افراد در کشورهای مختلف می شود این است که دولت ها سعی می کنند موقعیت ها و بهانه هایی را به وجود آورند که مردم شان شاد باشند. مانند فعالیت های همگانی مانند موسیقی، سرگرمی، کارناوال ها و... .» بیرشک بر این باور است که شاد زیستن مردم با دو مورد رابطه تنگاتنگ و جدایی ناپذیری دارد که یکی اعتماد به نفس است و دیگری شادی. وی در زمینه اعتماد به نفس بیان داشت: «تا زمانی که اعتماد به نفس درونی نباشد و بیرونی باشد یعنی فرد با خود بگوید من اعتماد به نفسم را از دیگران می گیرم، هنگامی که این محرک ها را از بیرون نداشته باشد اعتماد به نفسش شکننده و موقتی است. حتی در مورد شادی هم این زمینه صدق می کند. شادی های غیردرونی زودگذر و موقت است مانند موفقیت شغلی که اولش برای فرد شادی بخش است اما پس از مدتی عادی و دچار روزمرگی می شود. شادی زمانی لذت بخش است که از درون فرد نشأت بگیرد.»



● رابطه فرهنگ رسانه با شاد زیستن



این روان شناس معتقد است: «فرهنگ جامعه در شاد زندگی کردن و شادبودن افراد نقش بسزایی دارد. فرهنگ جامعه باید به شاد بودن، خرسندی و سلامت روان اعضایش اهمیت بدهد.»جامعه ایران از لحاظ فرهنگی باید سرمایه گذاری های عمده و جدی بکند چراکه در این زمینه ضعیف عمل کرده است. وی همچنین در زمینه تاثیر رسانه روی شاد بودن افراد ادامه داد: «ما در عصری زندگی می کنیم که رسانه ها هر لحظه از زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهند. زمانی که کودک پای تلویزیون نشسته و کارتون هاچ را می بیند، هاچی که به دنبال مادر مرده اش می گردد در آینده ما چه انتظاری از این کودک خواهیم داشت، اینکه فرد شادی شود؟ در صورتی که در سایر کشورها در زمینه برنامه کودک و نوجوان بررسی های علمی و دقیقی انجام می شود و مسوولان در برنامه سعی می کنند روحیه شاد، تفکر خلاق و تشویق به فعالیت و... را به کودکان بیاموزند. موسیقی مناسب، رنگ، پیام و کلام در رسانه با شاد بودن افراد رابطه مستقیمی دارد. رسانه باید پیام هایی را برای بیننده، شنونده و خواننده ارسال کند که به آنها حس امیدواری دهد. من معتقدم حتی ارایه خبر هم باید جذابیت و حالت امیدواری داشته باشد. شکل، ظاهر و محتوای رسانه ها نقش مهمی را در شادمانی و شاد زیستن افراد ایفا می کند.



● ویژگی افراد شاد



افراد شاد مسلما دارای ویژگی و خصلت هایی هستند که آنها را از سایر دیگر افراد متمایز می کند. دکتر بیرشک در پاسخ به اینکه افراد شاد چه خصوصیاتی دارند، گفت: «افراد شاد دارای چهار خصلت هستند: ۱ اعتماد به نفس آنها در حد مناسبی است. اعتماد به نفس به خودپنداری شخص و پیام های مستقیم و غیرمستقیمی که از بدو تولد با کودک همراه است، بستگی دارد؛ اینکه برخورد اطرافیان چگونه است؟ یا اینکه چقدر به جنبه های مثبت فرد توجه نشان داده شده؟ و... . هنگامی که فرد خودپنداری مثبتی از خود نداشته باشد وارد جامعه که می شود دچار عجز و ناتوانی می شود. ۲ کسانی که از خودکنترلی بالایی برخوردارند. جنبه های

محیطی –تربیتی روی این ویژگی دخیل است. ۳ افرادی که خوش بین هستند، یکی از پدیده هایی که می تواند موجب شادمانی در فرد شود، خوش بین بودن است که نباید نقش فرهنگ و خانواده را در این مورد نادیده گرفت. اگر فرد در خانواده ای رشد یابد که والدین مدام در حال غر زدن باشند و پیرامون خود را تیره و تار ببینند و فضای یأس و ناامیدی بر خانواده حکمفرما باشد با این الگو رشد می کند و نمی تواند فردی خوش بین باشد. البته باید اذعان داشت خوش بینی به این معنا نیست که ما خودمان را گول بزنیم. ۴ افرادی که از لحاظ طبقه بندی شخصیتی، برونگرا هستند. در همه تحقیقات نشان داده شده که افراد برونگرا دارای ارتباطات و تعاملات بیشتری هستند. این دسته افراد به دلیل اینکه دارای تعاملات بسیاری هستند به ندرت احساس تنهایی می کنند و در بیان احساسات شان راحت ترند.



● چگونه شاد زندگی کنیم



این روان شناس اعتقاد دارد: برای شاد زیستن و شاد بودن، افراد نیازمند یک برنامه ریزی کلی در زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی هستند. اما اگر بخواهیم به جنبه های فردی این قضیه اشاره کنیم چندین راهکار برای اینکه خرسند باشیم و شاد زندگی کنیم وجود دارد که در ذیل به طور خلاصه ذکر می کنم:

▪ فعال بودن خانواده. اگر خانواده ای فعال باشد و تحرک داشته باشد باعث می شود که اعضای آن خانواده از حالت رخوت و سستی بیرون بیایند.

▪ توجه به رضایت درونی خود. برای هر شخصی یکسری اقدامات مثبت و مفید وجود دارد که البته برای همه افراد یکسان نیست مانند پرداختن به امور خیریه که باعث رضایت و خرسندی درونی فرد می شود.

▪ در معیارها و برداشت هایمان تغییر به وجود آوریم. منظور معیارهای ذهنی است. از مهم ترین تغییرات در این معیارها این است که ما باید بیشتر به خودمان توجه داشته باشیم و به دنبال تایید دیگران نباشیم و از سایرین نیز متوقع نباشیم. کاهش توقع از دیگران در زمینه شادی درونی بسیار کمک کننده است.

▪ عشق، علاقه و دوست داشتن را در خود تقویت کنیم. خانواده باید به این موارد بها دهد. دوست داشتن، حس خوبی است که به روابط صمیمانه منجر می شود و داشتن رابطه صمیمی باعث شادی خواهد شد چراکه حس تنهایی را از بین می برد.

▪ روحیه انتقادپذیری خود را بیشتر کنیم. سعی کنید حساس نباشید. با هر انتقادی از جانب دیگران افکار منفی را به سمت خود جلب نکنید.

▪ در حال زندگی کنید. بسیاری از ما انسان ها در گذشته مان زندگی می کنیم یا دایما در حال غبطه و افسوس خوردن هستیم یا اینکه بسیاری نیز هر چیزی را که در حال وجود دارد فدای آینده ای نامشخص می کنیم. فرد شاد کسی است که در حال زندگی می کند و گوشه نگاهی به آینده دارد.

▪ حسد، کینه، بغض و دلخوری را از خود دور و سعی کنیم به آرامش درون برسیم.

▪ خودمان را بشناسیم. در واقع خود واقعی مان. چراکه خود شناسی به ما کمک می کند شخصیت سالمی داشته باشیم و شخصیت سالم باعث می شود بسیاری از شرایط و امکانات شاد زیستن را برای خود فراهم کنیم. ما باید از آنچه خودمان هستیم احساس رضایت داشته باشیم.

▪ گذشت و بخشش سایرین به ما آرامش می دهد. وقتی در اخبار می بینیم یا می شنویم که شخصی از قصاص می گذرد، در واقع کار بسیار بزرگی است چراکه گذشت باعث می شود فرد احساس مثبتی پیدا کند که منجر به شادی درونی وی می شود.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2419
وای ! چرا این‌ قدر زشتم ؟ http://anjoman.hsbteam.com/t2418 Mon, 29 Apr 2013 09:13:44 +0430

جلوی آینه می رود، خودش را نگاه می كند و غم دنیا در دلش جا می گیرد: «چرا زشتم؟ چرا بینی ام این شكلیه؟ كاش چشم هام درشت تر، گونه هام پرتر و مژه هام بلندتر بود، كاش... .»





این اما و اگرها برای كسانی كه از نظر دیگران نقصی ندارند، ولی خودشان فكر می كنند زشتند، تمامی ندارد. آنها بتدریج اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و دچار استرس می شوند.





دكتر محمدرضا خدایی  روانپزشك و استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی می گوید:  این افراد دچار خودزشت انگاری یا اختلال بدریختی بدن هستند. آنها واقعا از نظر ظاهری مشكلی ندارند و درواقع ذهنیت شان مشكل دارد، بنابراین حتی اگر بهترین جراحی زیبایی هم برایشان انجام شود، هرگز از نتیجه راضی نخواهند بود. البته این بیماران درمان می شوند، به شرط آن كه تحت رفتاردرمانی قرار بگیرند.





در مورد خود چطور فكر می كنید





دكتر خدایی در مورد بیماری خودزشت انگاری می گوید: بعضی از این بیماران مرتب خود را در آینه نگاه می كنند و برخی دیگر از آینه فراری اند. این افراد به اجزای صورت مانند ابرو، لب، بینی و دیگر اندام ها و ظاهرشان بیش از حد توجه دارند و به علت این كه آنها را زشت می پندارند، مدام به پزشكان مختلف، از متخصص گوش و حلق و بینی برای جراحی زیبایی بینی گرفته تا جراح پلاستیك و متخصصان پوست برای تغییر ظاهر و اندام مراجعه می كنند.





این روانپزشك ادامه می دهد: متاسفانه افراد خودزشت انگار هرگز از نتیجه جراحی هایی هم كه برایشان انجام می شود، راضی نمی شوند، چون ظاهرشان مشكلی ندارد، بلكه نگاه به خودشان مشكل دارد.





نگاه به خود با عینك بدبینی





بنابر تعریف روان شناسان، بیماری خودزشت انگاری قسمتی از بیماری دیگری به نام خودبیماری انگاری است كه در آن فرد سالم است، ولی خود را بیمار می داند. پس نگاه خودزشت انگارها به خود به علل مختلف منفی است.





دكتر خدایی در این باره می گوید: اعتماد  به نفس پایین، احساس حقارت و خود كم بینی از نشانه های اصلی بیماری خودزشت انگاری است و گاهی مسائل ژنتیكی در بروز این بیماری تاثیرگذار است. این اختلال در افرادی كه یكی از اعضای خانواده دچار وسواس، گوشه گیری، انزوا و خودبزرگ بینی است، بیشتر دیده می شود.





خانم ها و مجردها بیشتر گرفتار می شوند





به گفته دكتر خدایی، این اختلال در خانم ها بیشتر دیده می شود، زیرا به ظاهرشان بیشتر توجه می كنند. سن شروع آن هم نوجوانی است، چون نوجوان ها بیشتر دنبال هویت و به دست آوردن تائید دیگران هستند، ولی افرادی را هم دیده ایم كه در 25 تا 30 سالگی دچار این مشكل شده اند.





انزوا و خانه نشینی





وقتی اختلال خودزشت انگاری شكل می گیرد، بیشتر وقت بیمار صرف رسیدگی و توجه به ظاهر می شود. او ممكن است خود را از جامعه  دور كند و خانه نشین شود، چون فكر می كند زشت است، در حالی كه بقیه مردم چنین نظری در مورد او ندارند.





دكتر خدایی به این بیماران هشدار می دهد: خود زشت انگاری با شدت كمتر هم وجود دارد كه مبتلایان به آن معمولا دختران نوجوان هستند. تمام فكر این افراد درگیر ظاهر نیست، ولی بخشی از ذهنشان مدام به این موضوع مشغول است. آنها بیشترین داوطلب انجام عمل  های زیبایی هستند، اما چون فكرشان وسواس گونه است، با جراحی هم انتظارشان برآورده نمی شود و رضایت پیدا نمی كنند و گاهی به جراحی های بعدی متوسل می شوند و در نهایت این افراط به ضررشان تمام خواهد شد، زیرا معمولا نه تنها زیباتر نمی شوند، بلكه زیبایی طبیعی شان را هم از دست می دهند.





 خودزشت انگاری درمان می شود





دكتر خدایی با اشاره به این كه برای درمان اختلال خودزشت انگاری باید روان درمانی و شناخت درمانی انجام شود، می گوید: در شناخت درمانی، روی دیدگاه و نگاه فرد به خود تاكید و به بیمار تفهیم می شود كه از پیشداوری بپرهیزد، ذهن خوانی نكند و احساس نكند همه در مورد او نظر می دهند و اگر كسی نگاهش كرد، معنی اش این نیست كه قیافه اش زشت است. پس درمان این بیماران به تغییر نگاهشان به خود و محیط پیرامونشان وابسته است تا بتوانند از ظاهرشان لذت ببرند، از جراحی های متعدد خودداری كنند و منطقی تر تصمیم بگیرند. گاهی مداخلات دارویی نیز نیاز است.





زیباتر شدن به چه قیمت





به گفته دكتر خدایی، زشت انگارها خود را بیمار نمی دانند و فكر نمی كنند ذهنشان بیمار است، چون تصور و اعتقاد قلبی شان این است كه ظاهرشان مشكل دارد، بنابراین به جای روانپزشك به جراح زیبایی مراجعه می كنند.





این روانپزشك با بیان این كه برخی افراد مثلا به دلیل آسیب دیدن در تصادف یا مشكل مادرزادی در ظاهر واقعا به جراحی زیبایی نیاز دارند، تاكید می كند: حدود 10 تا 20 درصد افرادی كه به متخصصان زیبایی مراجعه می كنند، واقعا از نظر ظاهری مشكلی ندارند. در جوامع پیشرفته، گروهی از پزشكان در مورد انجام جراحی های زیبایی تصمیم می گیرند. متخصصانی متشكل از روانپزشك ، روان شناس، متخصص زیبایی، تغذیه و پوست با هم نظر می دهند كه آیا برای فردی كه مراجعه كرده این جراحی لازم است یا نه. از همه مهم تر بیمار باید تائید روانپزشك را داشته باشد. خوشبختانه در ایران هم قرار است اقدام هایی در این زمینه انجام شود.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2418
دلایل خیانت در ایران ( زناشویی) http://anjoman.hsbteam.com/t2407 Sun, 28 Apr 2013 20:48:13 +0430


 


آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است.با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم.



سپیده دانایی: آمارها و گزارش های روانشناسان و دادگاه های خانواده نشان می دهد در دهه گذشته گرایش به خیانت به همسر در جامعه ما بسیار افزایش یافته است.



روانشناسان و متخصصان، از بین رفتن عشق و علاقه، عدم جذابیت همسر، سهل انگاری همسر، هوسرانی، عقده های جنسی، اخلاق و رفتار غیرقابل تحمل همسر، بی خطر شمردن خیانت، زیاده خواهی و تنوع طلبی را از دلایل اصلی خیانت و بی وفایی همسران به یکدیگر می دانند.



اکنون با بحرانی شدن این مسئله به طرح و ریشه یابی و عللی که در این امر دخیل هستند، پرداخته ایم. در زمینه دلایل، نقش جامعه، انواع خیانت و عکس العمل همسران نسبت به این ناهنجاری اخلاقی با دکتر محمد کاظم عاطف وحید، روانشناس و عضو هیئت علمی انستیتو روانپزشکی تهران گفتگو کرده ایم.

بررسی دلایل خیانت در جامعه ایران



خیانت بین همسران در حال حاضر به چند شکل دیده می شود؟



- خیانت در رابطه خانوادگی دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارتند از:



۱- خیانت رفتاری: منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط های جنسی تشکیل می دهد و در جامعه ما نیز رایج است.



۲- خیانت ذهنی: افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند چرا که آن شخص دایما شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.



۳- خیانت کلامی:  در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی یا اینکه در هر موقعیتی که فراهم شود با یکدیگر صحبت کرده و گرم می گیرند. متاسفانه امروزه به دلیل وجود اینترنت، ارتباط جنسی کلامی و حتی ویدئویی وجود دارد که این هم به نوعی، خیانت محسوب می شود. ناگفته نماند این نوع خیانت نوعی انحراف جنسی به حساب می آید.



چه دلایلی منجر می شود زن یا مرد به همسرش خیانت کند؟



- دلایل زیادی وجوددارد که آنها را به طور خلاصه ذکر می کنم اما نمی توان برای آنها اولویت و مرتبه ای در نظر گرفت.



۱- سردی روابط: وقتی بین زوج ها روابط محبت آمیز، عاطفی و هیجانی کم می شود و دیگر خبری از احساس شور و عشق اولیه نیست، در این زمان ممکن است یکی از زوج ها وارد رابطه خیانت آمیز شود.



۲- سرد شدن نسبت به ظاهر یکدیگر: در زندگی زناشویی افرد به تدریج ممکن است نسبت به ظاهر همسرشان دلسرد شوند یا اینکه جذابیت های فرد مقابل برایشان یکنواخت و تکراری شده باشد.



۳- اعتماد به نفس پایین و خودانگاره منفی نسبت به خود: افراد برای آنکه عزت نفس و خودانگاره شان را حفظ و تقویت کنند، می کوشندت از طریق رفتارهایشان نشان دهند عزت نفس شان بالاست و در این زمینه مشکلی ندارند. این دسته از اشخاص به دنبال رابطه هایی خارج از سیستم خانواده می گردند تا خودشان را اثبات کنند. البته گاهی هم فرهنگ ها باعث ایجاد این تصورات می شوند. مرد می خواهد از طریق مردانگی و زن از طریق جذابیت، خود را نشان دهد.



۴- داشتن اختلالت و مشکلات روانشناختی: افرادی که دچار یکسری از اختلالات بالینی هستند بیشتر در معرض خیانت به همسرانشان قرار می گیرند. مثلا اشخاصی که کنترل های هیجانی ندارند یا اینکه دچار ضعف شخصیت اند.



۵- ازدواج های اجباری: زن یا مردی که برخلاف میل شان و به دلیل اصرار خانواده تن به ازدواج می دهند، احتمال آن که به همسرشان خیانت کنند بیشتر از سایرین است.



۶-انتقام گرفتن: زن و شوهر ممکن است به خاطر رنجشی که از یکدیگر دارند دست به انتقام بزنند و راه خیانت را انتخاب می کنند. مثلا مردی که به همسرش بدبین است و او را تحت فشار قرار می دهد، همسرش برای انتقام گرفتن از او بی وفایی می کند. این مورد در زنان شایع است چرا که دائما زنان به این فکرند کارهای بدی را که همسرشان در حق شان کرده تلافی کنند.



۷- برآورده نشدن نیازهای جنسی: افرادی که در روابط جنسی به مشکل برمی خورند به جای آن که از طریق مشاوره و مراجعه به متخصصان مشکلاتشان را حل کنند، سعی می کنند به همسرشان خیانت کنند.



۸- هیجان خواهی: یکسری از افراد دوست دارند دست به کارهای پنهانی بزنند چرا که برایشان تولید هیجان می کندن و این احساس را به دست می آورندت که افرادی زرنگ اند و دیگران نمی توانند این قضیه را بفهمند اما این را باید دانست بالاخره روزی این روابط آشکار می شود.



۹- علل اقتصادی: وقتی یکی از همسرها در زندگی مشترک، خواسته های مادی اش برطرف نمی شود وارد رابطه ای قرار می گیرد که مرکز توجه اند و نیازهای اقتصادی شان فراهم می شود می شود که بیشتر در مورد زنان مصداق دارد.



۱۰- کنجکاوی: گاهی افراد به دلیل صحبت سایرین درباره روابط خارج از سیستم خانواده، به دنبال بی وفایی می روند و به اصطلاح می خواهند ببینند چه خبر است.



با توجه به عللی که برشمردید در جامعه امروز ما، کدام یک از دلایل در زمینه خیانت همسران پر رنگ تر است؟



- نمی توان جواب قطعی به این سوال داد، چرا که ما در زمینه آمار مشکل داریم. در مورد خیلی از پدیده ها، تحقیقات محکم، علمی و دقیق انجام نمی شود، لذا با نداشتن آمار نمی توان پاسخ دقیقی داد اما اگر بر مبنای تجربیات و مشاوره های بالینی بگوییم، دلایلی چون هیجان خواهی، سرد شدن روابط از جمله توجه نکردن زنان به ظاهر خود و مشکلات جنسی نقش های پررنگ تری دارند. در مورد مسائل جنسی باید اشاره کرد به دلیل نگاه متفاوت زنان و مردان نسبت به این قضیه، ممکن است دچار مشکلات جنسی شوند. از نگاه مردان ارتباط جنسی، نشان دهنده مردانگی است و برای زنان، بعد عاطفی و هیجانی دارد، حال هر کدام از آنان با توجه به این نگاهی که دارند اگر در روابط زناشویی شان آن ابعاد مورد توجه قرار نگیرد در جایی خارج از روابط خانواده، به دنبالش می گردند. باید این نکته را یادآوری کرد در جامعه کنونی که افراد تحت فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند، امید خود را به آینده از دست می دهند و به رفتارهایی چون اعتیاد یا خیانت گرایش پیدا می کنند.



جامعه و فرهنگ حاکم بر آن، تا چه حد در افزایش خیانت زن و شوهر نسبت به به هم دخیل هستند؟



- نقش شان، به خصوص در آموزه ها و تربیت های گذشته، بسیار زیاد است. به عنوان مثال این فرهنگ در جامعه ما جا افتاده که خیانت مردان قابل قبول تر از خیانت زنان است. اگر مردی خیانت کند، گفته می شود شیطنت کرده است اما در مورد زن می گویند مشکل اخلاقی دارد. در جامعه ای که به طور ضمنی تعدد زوجات را تایید می کند آن هم بدون مسئولیت و تعهد، مسلم است به رواج خیانت کمک می شود. فشارهای اجتماعی در جامعه نیز سبب


 


استرس می شود و این استرس بر روی زندگی تاثیر می گذارد و منجر به اختلالات زناشویی و تعارضات می شود. برخی از افراد برای رها شدن از این استرس ها می خواهند آرامش را در رابطه دیگر جستجو کنند. وقتی جامعه آستانهتحملش را نسبت به این دسته از رفتارهای غیرمعقول بالا می بردو هیچ راهکاری برای جلوگیری از آن ارائه نمی دهد، زشتی این مسئله از بین می رود و ما خیانت را چه در دوران پیش از ازدواج یا بعد از ازدواج می بینیم.



خیانت به همسر تا چند سال گذشته بیشتر از طرف مردان بود اما امروزه شاهد هستیم زنان نیز به این ناهنجاری اخلاقی روی آورده اند، از نظر شما دلیل این موضوع چیست؟



- زمانی که مردان در گذشته خیانت می کردند، زنانشان برای مقابله با نارضایتی شوهر، خود را وقف امور خانوادهمی کردندو از این طریق تحملشان را بالا می آوردند و پیش خود می گفتند واقعیت زندگی همین است، مردان همه اینگونه اند اما امروزه با توجه به اطلاعاتی که از رسانه های مختلف کسب کرده اند و اینکه در جامعه


 


حضوری پررنگ دارند، درصدد تغییر تابوهای گذشته برآمده اند. برنامه های تلویزیونی ماهواره نیز به این وضعیت دامن زده است. این برنامه ها که معمولا با توجه به فرهنگ های کشور دیگر است، برای بالا بردن جذابیت و هیجان، به پخش فیلم و سریال هایی می پردازند که تمرکز اصلی بر روی خیانت است، همه به هم خیانت می کنند و هیچ اتفاقی نمی افتد و تبعاتی نیز ندارد و نشان دادن اینگونه از برنامه ها سبب می شود خیانت، زشتی خود را در خانواده از دست بدهد.



آینده خیانت در جامعه را چگونه می بینید؟



- با توجه به شرایط خاص جامعه مان، آینده درخشانی را در زمینه ازدواج نخواهیم داشت چرا که سیاستمداران و سیاستگذاران و متخصصان به این مسئله از دیدگاه علمی نگاه نمی کنند و آسیب شناسی دقیقی انجام نمی دهند که برمبنای آن راهکار ارائه دهند. فقط روش های ضربتی مقطعی است که نمی تواند عملکرد موفقی داشته باشد. چیزی که روی زمین است به زیر زمین خواهد رفت و از بین نمی رود و پنهانی تر خواهد شد.



زمانی که همسر با خیانت زن یا شوهرش روبرو شد، از منظر شما مناسبترین عکس العملی که باید نشان داد، چیست؟



- در ابتدا آرامش خود را حفظ کنند و سریع واکنش نشان ندهند. باید این اجازه را به خود بدهند چند روزی از این مسئله بگذرد و در فرصتی مناسب با همسرشان این موضوع را مطرح کنند، دلایل این اتفاقات را بررسی کنند، علت این رفتار را بیابندت و نگاهی به رفتار و عملکردهای خودشان در زندگی مشترک داشته باشند. از تصمیم گیری های عجولان بپرهیزند. بیشتر افراد وقتی با این وضع روبرو می شوند فورا از طلاق حرف می زنند. بهترین کار این است بعد از ماجرا، سراغ مشاور بروند و مسائل را حل کنند و یک بازنگری در رابطه شان داشته باشند. با همه این موارد اگر دیدید شرایط زندگی فعلی تان سخت است، در نظر بگیرید اگر جدا شوید آیا شرایط بهتر می شود یا بدتر.



آیا ازدواج هایی را که بر اثر خیانت زن یا مرد تخریب شده است، می توان دوباره ترمیم کرد؟



- بله. البته به دلایل خیانت کردن بستگی دارد. مثلا اگر دلیل خیانت سرد شدن روابط نسبت به هم باشند می توانند با کمک مشاور، رابطه را بهتر کنند. به هر حال خشم و عصبانیتی که در افراد قربانی خیانت ایجاد می شود با تامل حل و فصل خواهد شد.



بهترین کمکی که به فرد آسیب دیده از بی وفایی همسر می توان کرد چیست؟



- باید به آنها گفت بلافاصله خودشان را محاکمه نکنند، مقصر نشمارند و قبول کنند این رفتاری است که رخ داده و حقشان است که دچار خشم و عصبانیت شوند. باید حتما آنها را به روانشناس ارجاع داد، چرا که مشاور به فرد آسیب دیده کمک می کند به این مسئله از نگاه واقع بینانه تر بنگرد. گاهی ممکن است این دسته از افراد دچار اختلالات افسردگی و اضطرابی شوند که نیاز به دارودرمانی دارند. باید به این اشخاص امیدواری داده شود احتمال ترمیم وجود دارد، هر چند که زمانبر است.



همسران چگوه هباید زندگی شان را از خطر خیانت و بی وفایی همسران حفظ کنند؟



- اول اینکه زن و مرد باید در انتخاب همسر دقت کنند و فقط بر اساس یک بعد مانند زیبایی یا پول ازدواج نکنند چرا که در طول زمان این ابعاد در نظر زن و شوهر عادی می شود. پس باید حتما یکسری اصول در انتخاب شریک زندگی شان در نظر بگیرند. دوم اینکه زمانی که زن و شوهر ازدواج کردند نباید فکر کنند حالا


 


همه چیز درست است. زندگی مشترک نیاز به توجه و تقویت دارد. ازدواج مانند گیاهی است که باید به آن رسید تا رشد پیدا کند. وقتی دختر و پسر با یکدیگر ازدواج کردند مثل آن است نهالی را کاشته باشند و اگر آبیاری نشود، خشک می شود. توصیه ام این است که افراد پس از ازدواج خاطرات خوب خود را با یکدیگر مرور کنند و اینکه ازدواجشان براساس عشق و علاقه بوده است همیشه زنده نگهدارند.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2407
شش قدم برای فراموش کردن گذشته http://anjoman.hsbteam.com/t2390 Sun, 28 Apr 2013 18:34:32 +0430

فراموش کردن گذشته تان، چه ترک یک رابطه اعتیاد آور باشد یا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست . با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و برای سلامتی خودتان هم که شده باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای گفتن «خداحافظ» مشکل دارید. آسان نیست، اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته تان وجود دارد.





 





قبل از اینکه بخواهید از رابطه خود خداحافظی کنید، لازم است که با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید. اگــــــر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم می کنید، باید مسئولیت اعمالتان را بپذیرید.





 





6 قدمی که برای فراموش کردن گذشته وجود دارد شامل موارد زیر است:





۱ - درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.





2 - با دور ریختن احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان ، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.





۳ - درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.





۴ - احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.





۵ - معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.





۶ - برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.





 





فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه خواهر یا برادرتان باشد که از شما دور شده یا هر کس دیگری، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی بسیار دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه عاقل تر، آرام تر، و متمرکز تر خواهید بود.





برای مشاهده لینک باید ثبت نام کنید





فراموش کردن گذشته یعنی چه؟





فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید: در مواجهه با شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده، کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و مؤثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.





فراموش کردن گذشته یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید: فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دادید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید ، سعی کنید خودتان را ببخشید.





فراموش کردن گذشته یعنی افکارتان را بشناسید: اگر می بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید.





فراموش کردن گذشته یعنی به ذات زمان اعتماد کنید: زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور التیام می یابند و فقط جای آن بر جا می ماند.





فراموش کردن گذشته یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید: لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه ها را برای شام به خانه تان دعوت کنید. اگر درمورد شکست هایتان با کسی حرف بزنید راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.





فراموش کردن گذشته یعنی در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید: خیلی مهم است که دردها و ناراحتی هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگی دیگران هم علاقه نشان دهید.





فراموش کردن گذشته یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید: شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت های تازه باشید.





فراموش کردن گذشته یعنی زمانتان را در اختیار دیگران قرار دهید: فرصت های بیشمار تازه ای وجود دارد که به شما کمک می کند با گذشته تان خداحافظی کنید. از منطقه امنتان بیرون بیایید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.





وقتی می خواهید یک رابطه را فراموش کنید باید به طور جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است که باز با آن فرد وقت بگذرانید یا باید همه چیز را به طور کل فراموش کنید. شاید هنوز عاشق او باشید یا از شما سوء استفاده کرده باشد و در افکار و احساساتتان سردرگم شده باشید. ایجاد یک وقفه، عاقلانه ترین راه ممکن است. از این طریق می توانید راحت تر فراموش کنید.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2390
آیا تله پاتی حقیقت دارد !!!؟ http://anjoman.hsbteam.com/t2384 Sun, 28 Apr 2013 17:30:31 +0430 مگه ممکنه یه نفر بتونه اون چیزی رو که توی ذهن خودش هست رو به ذهن دیگری منتقل بکنه ؟

شاید بار ها برامون اتفاق افتاده که یکی از نزدیکانتون کنارتون نشسته و به چیزی فکر میکرده وبه طور ناخود آگاه همون موضوع به ذهن شما خطور میکنه و با تعجب می بینید که اون فرد دبراره اون موضوعی که شما هم بهش فکر میکردین شروع به صحبت میکنه


تله‌پاتی پدیده یا قابلیتی است برای برقراری ارتباط بین افراد، که عمدتاً به صورت غیرقابل کنترل و در شرایط خاص نیز به صورت کنترل شده، به وقوع می‌پیوندد.

این پدیده، اگرچه در مصادیق روزمره‌ی آن در عین سادگی، موضوعی قابل توجه و جالب به نظر می‌رسد ولی به جهت امکاناتی که ایجاد می‌کند می‌تواند به عنوان شیوه‌ای خاص و استراتژیک، در دسترسی یافتن به اطلاعات و انتقال آن نیز مورد استفاده قرار گیرد.




تله پاتی یک اتفاق ساده الکترونیکی است بر اساس این قانون ساده که :هر زمان از یک رسانا یک جریان الکتریکی عبور کند در اطراف آن یک موج الکترومغناطیس منتشر می شود بنابراین چون تحلیل و افکار ما از طریق جریانات الکتریکی در مغز پردازش می شوند به همان دلیل امواج الکترومغناطیس در اطراف مغز ایجاد می شوند و در اعماق کیهان با سرع بسیار بالا منتشر می شوند و هر مغز دیگری که از ابتدای انتشار تا پایان آن با این موج سینوسی سینک شود بصورت کامل آنرا در یافت می کند.



برخی از اصول بنیادی تکنولوژی تله‌پاتی از این قرار است:



فاصله: در هر تمرین یا برنامه تله‌پاتیکی بین فرستنده و گیرنده‌ی پیام، فاصله‌ای وجود دارد که می‌تواند از چند سانتی‌متر تا چند هزار کیلومتر متفاوت باشد. افراد به همان میزان از ظرفیت و قابلیتی که در فواصل نزدیک کسب می‌کنند می‌توانند در فواصل طولانی هم دریافت داشته باشند. بنابراین میزان فاصله در نحوه و نتیجه‌ی ارتباط تله‌پاتیکی کمترین تأثیری ندارد.




زمان: زمان نیز از مؤلفه‌هایی است که در ارتباط تله‌پاتیک تأثیرگذار است. مناسب‌ترین زمان برای ارتباطات فکری، ساعات آخر شب و صبح زود است. زمانی که ما بیدار و مشغول فعالیت هستیم، خودآگاه ما فعال است. برعکس هر زمان که ما در وضعیت سکوت و آرامش، چشمان‌مان را ببندیم، ناخودآگاه ما فعال می‌شود. در زمان آرامش، کانال‌هایی که برای فعالیت و کارآیی روحی لازم‌اند، رها و آزاد می‌شوند و انسان بهتر و بیشتر می‌تواند با ناخودآگاه خود رابطه برقرار کند.



فرستنده: فرستنده‌ی پیام تله‌پاتیک که به سوژه یا گیرنده، پیام می‌فرستد باید لحنی داشته باشد که گویی سوژه خود به این مطالب فکر کرده و آن را با زبان خویش بیان می‌دارد. برای مثال اگر هدف این باشد که گیرنده‌ی پیام دست راستش را بلند کند، این پیام یا فرمان به این صورت صادر می‌شود: «حالا من دست راستم را بلند می‌کنم». اگر از ضمیر دوم شخص استفاده شود در این حالت سوژه اطلاعات نادرستی را دریافت می‌کند که آن را کاملاً مربوط و مرتبط با خودش نمی‌داند و فکر می‌کند منظور فرد یا شخص دیگری است.



انگیزه و علاقه: در حالت کلی اگر ما عملی را انجام می‌دهیم به این دلیل است که به واسطه‌ی یک احساس یا انگیزه، برای انجام آن کار تشویق یا تحریک شده‌ایم. این انگیزه ممکن است یک ارزش روحی باشد. پیام تله‌پاتیکی نیز بایستی آنچنان تأثیر داشته باشد که سوژه با شور و شوق درصدد انجام آن برآید و برای آن انگیزه‌ی قوی و روشنی وجود داشته باشد.




تجسم و تصور: انسان، تصاویر و به ویژه سمبل‌ها را بهتر، راحت‌تر و سریع‌تر از کلمات درک و فهم می‌کند. برای انتقال بهتر پیام‌های تله‌پاتیک، به جای کلمات اغلب از تصویر استفاده می‌شود؛ مثلاً به جای کلمه‌ی سگ، سوژه در شرایطی تجسم می‌شود که سگی را در ذهنش مجسم می‌کند.



مشخصات فردی: در ارتباط تله‌پاتیک، جنسیت از اهمیت زیادی برخوردار است. بهترین نتایج در شرایطی فراهم می‌شود که فرستنده‌ی پیام، مرد و هدف یا گیرنده یک زن باشد. در شرایط عکس نتیجه از آنچه گفته شد کمتر است. اما برخلاف تأثیر جنسیت، پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد سن در قدرت و قابلیت تله‌پاتی تأثیر ندارد.



باور و اعتقاد: بهترین تله‌پات‌ها کسانی هستند که به این استعداد و هنر آدمی اعتقاد بیشتری دارند. هر قدر فردی در این زمینه از ایمان و اعتقاد قوی‌تری بهره‌مند باشد به پیشرفت‌های بهتری نایل می‌شود.




شرایط جوی: بر اساس تحقیقات جدیدی که صورت گرفته، نقش شرایط و اختلالات جوی در میزان قدرت‌ها و قابلیت‌های روحی به خوبی نشان داده شده است. معمولاً در شرایط نامناسب جوی از انجام تمرینات تله‌پاتیک خودداری می‌شود. هوای آرام و کمی خنک و یا ابری و کمی بارانی بدون رگبار، بهترین زمان برای انجام تمرینات تله‌پاتیک است.



تعدد افراد: برای انجام یک تجربه‌ی تله‌پاتیک حداقل به حضور دو موجود زنده نیاز است. در اینجا از دو موجود زنده صحبت شده و نه لزوماً دو سوژه‌ی انسانی، زیرا تله‌پاتی بین گیاهان و جانوران و یا بین انسان با گیاهان و جانوران هم تحقق می یابد .





]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2384
فواید خندیدن بجا http://anjoman.hsbteam.com/t2349 Sun, 28 Apr 2013 09:46:52 +0430

مثبت اندیشی و خوش خلقی نیز از فواید خنده می باشد. بسیاری از مردم در طول زندگیشان به حد کافی نمی خندند.





در یک تحقیق ثابت شد که بچه های سالم ممکن است در طول روز 400 بار بخندند و بزرگسالان سالم تنها 15 بار در طول روز می خندند.





فواید خندیدن بجا





1- کنترل استرس: خندیدن باعث کاهش میزان هورمون های استرس زا مانند کورتیزول، اپی نفرین (آدرنالین)، دوپامین و هورمون رشد می شود.خندیدن باعث افزایش میزان هورمون های ارتقادهنده سلامتی مانند آندورفین و انتقال دهنده های عصبی می شود.خنده باعث افزایش تعداد سلول های تولیدکننده آنتی بادی و بهتر کردن کار سلول های لنفوسیت (سلول های T) می شود که از بدن در برابر عوامل خارجی دفاع می کنند.تمام این موارد سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. علاوه بر این باعث کاهش اثرات مخرب روانی ناشی از استرس می گردد.





2- تخلیه احساسات: آیا شما تا به حال احساس کرده اید که خواهان خندیدن یا گریه کردن می باشید؟آیا شما بعد از خندیدن، احساس تخلیه احساسات کرده اید؟به طور کلی باید گفت که خندیدن باعث تخلیه احساسات جسمی و روحی می گردد.





3- ورزش داخل بدن: خندیدن از ته دل باعث ورزش دیافراگم و انقباض عضلات شکمی و حتی شانه ها می شود و بعد از خندیدن، عضلات را آرام و شل می سازد.همچنین خندیدن، ورزشی برای سلامتی قلب می باشد.





4- منحرف کردن افکار: خندیدن باعث دور شدن عصبانیت، استرس و افکار منفی می شود.همچنین خندیدن موجب می شود که کمتر احساس گناه کنید.





5- چشم انداز: مطالعات نشان می دهد که پاسخ ما به وقایع استرس زا می تواند با تهدید یا چالش جایگزین شود. طنز و شوخی کمتر تهدیدآمیز می باشد و در نتیجه بیشتر مثبت می باشد.





6- فواید اجتماعی خندیدن: با خندیدن خود را به دیگران نزدیک تر می کنید.بیشتر افراد بر این عقیده اند که خندیدن همانند لبخند زدن و مهربانی، مسری می باشد.





 





بنابراین اگر شما بیشتر می خندید، به افراد اطراف خود کمک می کنید تا آنها هم بخندند و از فواید خندیدن لذت ببرند.بهبود خلق و خو با خندیدن باعث کاهش میزان استرس و شاید بهبود کیفیت تعامل اجتماعی می شود.





 





چگونه بخندیم؟با استفاده از روش های زیر می توانید بیشتر بخندید:





1- تلویزیون و فیلم ها: اگر فیلمی که زیاد خنده دار نیست را ببینید، ممکن است شما را ناامید سازد.فیلمی که واقعا خنده دار می باشد، باعث می شود که بخندید و هرگاه نیاز به خندیدن داشتید، آن را ببینید.اثرات مسری خنده باعث می شود که شما در طول فیلم به طور غیرارادی بخندید و بعد از تماشای فیلم، صحنه های فیلم را که یادتان می آید را مرور کنید و باز بخندید.





2- خندیدن با دوستان: مهمانی ها و بازی های دوستانه نیز باعث افزایش خندیدن در شما می گردد.





3- یافتن طنز در زندگی: به جای شکایت کردن از ناکامی های زندگی، سعی کنید به آنها بخندید.اگر چیزی ناامید کننده یا افسرده کننده می باشد، بدانید که شما می توانید از پشت به آن مسئله نگاه کنید و بخندید.فکر کنید که چگونه به دوستانتان می توانید این مسئله را به صورت داستان بگویید، طوری که آنها بخندند و با این طرز فکر، شما هم به آن مسئله می خندید.اگر شما زندگی خود را شاد و پر از خنده سازید، هم می توانید از استرس های بی مورد بکاهید و هم سلامتی خود را بدست آورید.





4- خنده واقعی و مصنوعی: تحقیقات نشان داده است که خندیدن چه واقعی باشد و چه مصنوعی، دارای اثرات مفیدی می باشد.بدن نمی تواند بین خنده واقعی و مصنوعی تفاوتی قائل شود و فواید جسمی شبیه هم را دارد.لبخند مصنوعی ممکن است باعث خنده واقعی گردد.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2349
تفاوت گریه پسرا با دخترا http://anjoman.hsbteam.com/t2344 Sun, 28 Apr 2013 09:21:31 +0430 ۱) زنان در یک ماه ۴ تا ۵ برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند.



۲)دختران و پسران تا قبل از بلوغ به یک میزان گریه می‌کنند، چراکه ترشح هورمون پرولاکتین که باعث تحریک تولید اشک می‌شود به یک میزان در هر دو جنس تولید می‌شود.



۳) پس از بلوغ میزان ترشح پرولاکتین که در تولید و تناوب گریه موثر است در زنان ۶۰درصد بیشتر از مردان می‌شود.



۴)غدد اشکی مردان از لحاظ ساختاری متفاوت و کوچک تر از غدد اشکی زنان می‌باشد و یکی از دلایل بیشتر گریه کردن زنان نیز همین مسئله می‌باشد. مردان و زنان نمی‌توانند یکدیگر را بخاطر چگونه گریه کردن شان مورد سرزنش قرار دهند.



۵)یکی دیگر از علل بیشتر گریه کردن زنان باورهای فرهنگی می‌باشند، که اجتماع گریه کردن زنان را بیشتر مورد پذیرش قرار می‌دهد.



۶)مردان آرام، بدون صدا و با اندکی اشک گریه می‌کنند. بطوری که معمولا کاسه چشمان آنها از اشک پر می‌شود، اما به ندرت اشک به گونه ها سرازیر می‌گردد.



۷)زنان معمولا پر سر و صدا و با اشک های فراوان گریه می‌کنند.



۸)مردان اغلب در نتیجه احساسات مثبت و زنان پس از درگیری و مشاجره با دیگران و یا در نتیجه احساس بی‌کفایتی گریه می‌کنند.
]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2344
زنان بیشتر حرف میزنند یا مردان؟ http://anjoman.hsbteam.com/t2343 Sun, 28 Apr 2013 09:20:47 +0430
دکتر «لوران بریزندین» گفت: تفاوتهای ذاتی بین مغز زنان و مردان یکی از علتهای پرچانگی زنان در مقایسه با مردان است.



موضوعی هست که یک نیمه جمعیت دنیا همواره آن را مطرح می کنند اما نیم دیگر جمعیت قاطعانه ردش می کنند: زنان بیشتر از مردان صحبت می‌کنند.



واقعیّت این است که زنان تقریباً سه برابر مردان صحبت می کنند. یک زن متوسط، روزانه 20 هزار کلمه صحبت می کند که تقریباً 13 هزار کلمه از یک مرد متوسط بیشتر است.



زنان همچنین با سرعتی بیشتر از مردان حرف می زنند و وقتی سفره دلشان را برای دور و بری هایشان باز می کنند از شنیده شدن صدای خودشان لذت می برند.



این مطالب، نتایج بخشی از تحقیقاتی هستند که در کتاب نوشته شده یک روانپزشک زن به آنها اشاره شده است.



دکتر «لوران بریزندین» گفت: تفاوتهای ذاتی بین مغز زنان و مردان یکی از علتهای پرچانگی زنان در مقایسه با مردان است.



وی در کتاب «ذهن زنان» نوشت: در مغز زنان، در مقایسه با مردان، سلولهای بیشتری به گفتار اختصاص یافته اند؛ و این یکی از دلایلی است که باعث می شود زنان راحت تر باب گفتگو را باز کنند، بیشتر صحبت کنند و احتمالاً توانایی بیشتری در مهارتهای کلامی داشته باشند.



حتی اگر این دلیل هم برای توجیه پرحرف‌تر بودن زنها کافی نباشد، یک تفاوت فیزیولوژیکی دیگر بین زنان و مردان وجود دارد: تنها عمل صحبت کردن باعث شارش انبوهی از پیک های عصبی در مغز زنان و ایجاد نوعی حالت «نشئه احساسی» در آنها می شود، حالتی که دانشمندان آن را مشابه احساس اوجی می دانند که فردی معتاد به هروئین پس از مصرف مواد، تجربه می‌کند.



دکتر بریزندین که خود را طرفدار جنبش زنان معرفی می کند معتقد است این تفاوتها از رحم مادر آغاز می شوند، یعنی همان زمانی که هورمون مردانه «تستسترون»، مغزِ در حالِ شکل گیریِ جنین مذکر را قالب بندی می کند.



نتیجه این فرایند این است که پسرها و مردها کمتر از همتایان مونثشان صحبت می کنند و یا کمتر برای ابراز احساساتشان تلاش می کنند.



بریزندین که در شهر سانفرانسیسکو صاحب کلینیکی به نام «هورمون و خلق‌و‌خو» است، نوشت: زنها یک بزرگراه هشت بانده برای پردازش هیجانات دارند، اما مردها تنها یک جاده کوچک شهری برای این کار دارند.



بریزندین که کتابش را بر اساس کارهای بالینی و تحلیل بیش از 1000تحقیق علمی به رشته تحریر آورده گفت: «چیزی به نام مغز تک جنسیتی وجود ندارد.»



او معتقد است که زنان و مردان دنیا را کاملاً متفاوت ادراک می کنند و شاید با کسب بینش درباره همین تفاوتهاست که آنها می‌توانند ارتباطات سالم‌تر و بهتری را با یکدیگر برقرار کنند.]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2343
سه راز مردانه (قابل توجه خانوم ها) http://anjoman.hsbteam.com/t2342 Sun, 28 Apr 2013 09:20:16 +0430 سؤالاتی هستند که بیشتر اوقات در ذهن تمامي زن‌ها وجود دارد؛ سؤالاتی درباره رابطه‌شان با مردان، اینکه چرا خیلی اوقات بدون وجود هیچ نوع مشکل خاصی با هم دعوایشان می‌شود و دچار اختلاف می‌شوند. اینکه مثلا چرا مردها نمی‌توانند آنطور که باید احساسات آنها را درک کنند، چرا بی‌خودی عصبانی می‌شوند و عکس‌العمل‌هایی غیر قابل پیش‌بینی نشان می‌دهند و سؤالاتی از این قبیل. درک مردها و داشتن تعامل بهتر با آنها مستلزم دانستن 3 راز بزرگ درباره ویژگی‌های مغزی- احساسی آنهاست؛ این 3 راز همان‌هایی هستند که باعث می‌شوند فکر کنیم مردها موجودات پیچیده‌ای هستند اما اشتباه نکنید شما به راحتی می‌توانید مردتان را پیش‌بینی کنید چون او خیلی ساده‌تر از آن است که تصور مي‌کنید.












راز شماره یک



چرا مردها احساس مي‌كنند هميشه بايد حق با آنها باشد؟



به منظور درك اين معما در مورد مردان بايد به شرايط تعليم و تربيت آنها در دوران كودكي نگاهي بيندازيم. مردها اينگونه آموزش ديده‌اند كه باید دنياي بيرون را تحت كنترل كامل خود داشته باشند و هميشه به موفقيت دست پيدا كنند و در عوض به دنياي دروني خود كه شامل افكار و احساساتشان است، كمتر توجه نشان بدهند. به پسربچه‌هاي كوچك گفته شده كه ارزش آنها به كارهايي است كه انجام مي‌دهند و همچنين به موفقيت‌هايي است كه به آنها دست پيدا مي‌كنند. مثلا به آنها گفته‌اند كه تو مرد این خونه‌ای و باید به مادرت در همه‌ کارها کمک کنی.



بر همين اساس پسربچه‌ها به اين نتيجه مي‌رسند براي اينكه پسرهاي خوبي باشند بايد كارها را درست انجام دهند. آنها بزرگ مي‌شوند و در نهایت به این نتیجه می‌رسند باید اعتمادبه‌‌نفسشان را بر اســـاس موفقيت‌هــا و دستيابي‌هايشان بسنجند، یعنی اعتمادبه‌نفس و موقعيت‌هايشان را با هم يكسان مي‌گيرند.



نكته مهم: مردها غالبا به سختي مي‌توانند بگويند متاسفم. معذرت‌خواهي از طرف آنها به اين معناست كه كار اشتباهي كرده‌اند و اينكه خيلي بد هستند.



راه‌حل چیست؟



1 - از به كار بردن الفاظ و عباراتي كه باعث احساس بي‌كفايتي در نامزد يا همسرتان مي‌شود، خودداري كنيد، او را سرزنش و محكوم نكنيد، با ديگران مقايسه‌اش نكنيد، راجع به شخصيت، قابليت و توانايي‌هايش نظر ندهيد، شخصيتش را زير سؤال نبريد و صرفا احساسات خود را بيان كنيد و حتما بگوييد به او اعتماد داريد.



2 - مرد زندگي‌تان را «تأييد» و از قابليت‌ها و توانايي‌هايش تعريف كنيد، هرگز نمي‌توانيد تصور كنيد مردها تا چه حد به تعريف و تحسين نيازمندند، ممكن است اين نيازشان را فاش نكنند يا حتي آن را انكار كرده يا ممكن است طوري وانمود كنند كه از اين كار خوششان هم نمي‌آيد اما به اين قبيل واكنش‌ها اعتنا نكنيد و اين را بدانيد كه مردها واقعا به تعريف و تمجيد شما احتياج دارند.



تفاوت زن‌ها و مردها



زن‌ها از اشتباه نمی‌ترسند



ممكن است تصور كنيد اشتباه كردن يا نكردن اهميت چنداني ندارد. خود من هم اشتباه مي‌كنم. اما وقتي كسي پيشنهادي مي‌دهد يا نصيحتي مي‌كند، ناراحت نمي‌شوم. به خاطر داشته باشيد تفاوت از اينجا آغاز مي‌شود كه پسرها و دخترها در كودكي به طرزي كاملا متفاوت آموزش ديده‌اند. به دخترهاي كوچك آموزش مي‌دهند در آينده شغلشان اين است كه اوضاع را بهتر و شرايط را اصلاح، پدرشان را خوشحال‌تر، خودشان را زيباتر و خانه را مرتب كنند بنابراين اگر زني‌ اشتباه كند، اينطور فكر مي‌كند كه چطور مي‌توانم جبران كنم؟ چطور اوضاع را بهتر كنم؟ اما در مورد مردها اینگونه نیست.










راز شماره دو



چرا مردها وقتي زن‌ها احساساتي برخورد مي‌كنند عصباني مي‌شوند؟



بسياري از متخصصان چنين توضيح مي‌دهند كه مردها به اين دليل در مواجهه با برخورد احساسي زن‌ها واكنش منفي نشان مي‌دهند كه با احساسات آسيب‌پذير خودشان راحت نيستند. بخشي از مشكلات ميان مردان و زنان از همين ناحيه نشات مي‌گيرد.



موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید



آيا تا به حال برايتان پيش آمده كه فقط نياز داشته باشيد همسرتان كمي دلداريتان بدهد و دوست‌تان بدارد در عوض او براي شما يك سخنراني ترتيب داده و به شما امر و نهي كند؟ آيا تا به حال برايتان پيش آمده، احساسات‌تان را با نامزد يا همسرتان در ميان بگذاريد اما او شما را متهم كند كه بيش از حد احساساتي هستيد و در نهایت به شما بگوید:« به همه چيز واكنش نشون ميدي. اگه اين قدر احساساتي نبودي، شايد مي‌توانستيم كمي با هم آرامش داشته باشيم. ديگه نمي‌خوام به اين مزخرفات و چرت و پرت‌ها گوش بدم.»



مردان خود را مسئول درد و رنجتان مي‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتي‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد.



راه‌حل چیست؟



1. وقتي ناراحت هستيد به همسرتان دقيقا بگوييد كه از او چه خواسته‌اي داريد. اين كار، شما را از ساعت‌ها وقت تلف كردن، سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره، يأس و سرخوردگي نجات مي‌دهد. مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف می‌زنید و نمی‌خواهید سرزنش بشنوید.



2. هنگامي كه ناراحت هستيد، اغراق نكنيد و ناراحتي‌تان را از آنچه كه واقعا هست بزرگ‌تر جلوه ندهيد. مردها همواره به معناي لغوي كلماتي كه به كار مي‌بريد، توجه مي‌كنند. تعبير و ترجمه مردان از كلمات و جملات مشابه تعبير ما زن‌ها نيست، مردها به معناي لغوي و تحت‌الفظي كلمات و جملات شما فكر مي‌كنند.



3. به مرد زندگي‌تان بگوييد كه كاملا احساس بدبختي و درماندگي نمي‌كنيد و او مجبور نيست به كمكتان شتافته و نجات‌تان بدهد. بهتر است بگوييد گرچه حالتان خوب نيست، ولي آنقدرها هم احساس بدبختي و درماندگي نمي‌كنيد و اينكه او مجبور نيست حتما حالتان را خوب كند. مي‌توانيد بگوييد كه تنها مي‌خواهيد كمي دلداريتان بدهد و به شما عشق بورزد.



تفاوت زن‌ها و مردها



با احساسات معماگونه مردان آشنا شويد



3 حس معماگونه در مردها وجود دارد كه همین 3 احساس باعث می‌شود خانم‌ها گمان کنند مردها از احساساتي بودن آنها ناراحت مي‌شوند؟



احساس اول: مردها با اين احساس بزرگ مي‌شوند كه مسئوليت درست كردن همه موارد با آنهاست. مثلا مردها از همان کودکی این جمله را زیاد می‌شنوند که «پسرم وقتي بزرگ شدي، قراره رئيس يه خانواده باشي». پسربچه‌هاي كوچكي كه اين جملات به آنان گفته مي‌شود، با اين باور ناخودآگاه بزرگ مي‌شوند كه چنانچه مي‌خواهند يك مرد واقعي باشند بايد لايق و توانا باشند و مسئوليت مواظبت از زن زندگي‌شان با آنهاست. به همین دلیل است که وقتی با شوهرتان درددل می‌کنید او به جای اینکه با شما هم‌دردی کند و دلداریتان دهد، برايتان استدلال‌ مي‌كند.



احساس دوم: مردان خود را مسئول درد و رنجتان مي‌دانند و چنانچه نتوانند ناراحتي‌تان را برطرف كنند، احساس گناه خواهند كرد. هنگامي كه مردي درد و رنج همسرش را مي‌بيند، خود را سرزنش كرده و مسئول مي‌داند و به اين دليل كه شما باعث شديد، احساس بدي نسبت به خودش پيدا كند، از دست‌تان عصباني مي‌شود.



احساس سوم: آيا تا به حال برايتان پيش آمده كه بخواهيد احساسات خود را با همسرتان در ميان بگذاريد و او سعي كند كه يا با عجله شما را از آن احساس بيرون كشيده يا اينكه كاري كند تا دست از آن برداريد؟ شما فقط مي‌خواهيد كمي گريه كنيد ولي او طوري برخورد مي‌كند، انگار شما دچار يك بيماري عصبي يا رواني شده‌ايد. مردها غالبا احساساتي برخورد كردن زن‌ها را با حالت هيستريك اشتباه مي‌گيرند و فرض را بر اين مي‌گذارند كه وضعيت روحي‌تان خراب‌تر از آن است كه تصورش را مي‌كنيد.
















راز شماره سه



آیا مردها در مقايسه با زن‌ها اهميت كمتري به عشق و روابط مي‌دهند؟



مردها هويت خود را بيشتر از ناحيه شغل و موفقيت‌هايشان تعريف مي‌كنند، در حالي كه زن‌ها هويتشان را صرفا بر اساس روابط خود بيان مي‌كنند. براي مردها موفقيت از هر مورد ديگري مهم‌تر است زيرا بقاي جسماني و فيزيكي خانواده را تضمين مي‌كند. زن‌ها نيز بقاي خود را در گرو حفظ روابط احساسي و نيز بچه‌هاي خود مي‌بينند باید بدانید که چنانچه مردي نسبت به شغل و توانايي‌هاي حرفه‌اي خود احساس خوبي نداشته باشد به سختي مي‌تواند توجه خود را به روابط عشقي و احساسي‌اش معطوف كند. موضوع اين نيست كه دوست‌تان ندارد يا به شما عشق نمي‌ورزد يا اينكه به شما احتياج ندارد، حتي موضوع اين نيست كه شغلش را بيش از شما دوست دارد. مطلب تنها اين است كه شغلش تاثير درگيرانه‌تري بر احساس رشد شخصي و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطه‌اش با شما.



موقعیتی که حتما تجربه کرده‌اید



شده احساس کنید كه رابطه براي شما مهم‌تر است تا شوهرتان؟ تا حالا شده‌ است وقتی كه از سر كار به خانه برمي‌گردید براي ديدنش لحظه‌شماري کنید اما وقتي به خونه مي‌رسد، به نظر نيايد كه آن‌قدرها هم هيجان‌زده باشد يا اينكه هميشه كارهاي خاصي براي نامزد یا شوهرتان انجام می‌دهید. مثلا به مناسبت‌هاي ويژه برایش كارت پستال مي‌فرستید. براي بعضي شب‌ها و مناسبت‌هاي به‌خصوص از قبل برنامه‌ريزي مي‌كنید و... حتی ممکن است بارها از خودتان پرسیده‌ باشید که «او هم به همين اندازه كه من دوستش دارم. دوستم داره، چرا همين كارها را براي من انجام نمي‌ده؟!»



نكته مهم: در مردها نیمکره راست فعال‌‌تر است ولی زن‌ها از هر دو نیمکره همزمان استفاده می‌کنند در نتیجه مردها به سختي مي‌توانند از تعقل و عقلانيت به يكباره به سمت احساسات و عواطف تغيير موضع دهند.



راه‌حل چیست؟



1. به خاطر داشته باشيد مردها از اينكه بفهمند شما آنها را درك مي‌كنيد، خيلي خوشحال مي‌شوند. برعكس از اينكه از آنها انتقاد كنيد، متنفر هستند. ممكن است نامزد يا همسرتان اين موضوع را تاييد كند كه در مقايسه با شما به عشق و روابط علاقه كمتري نشان مي‌دهد اما دليل آن را نداند. درك رازهايي كه در اين بخش به آنها پرداختيم، ممكن است باعث احساس بهتري در مردان بشود.



2. با نامزد يا همسرتان درباره روش‌هاي ديگر افزايش احساس عزت‌نفس و ارزشمند بودن (روش‌هايي به غير از موفقيت‌هاي شغلي و حرفه‌اي) گفت‌وگو کنید. به عقيده من به منظور داشتن روابط و زندگي سالم‌تر، مردها بايد اولويت‌هاي خود را بازبيني كنند و اين اولويت‌ها را نه براساس پيشرفت‌هاي مادي و اقتصادي، بلكه كمي نيز بر اساس موفقيت‌هاي روحي، احساسي و عاطفي نيز گذارند.



3. مي‌توانيد كمك كنيد تا استرس كمتري داشته باشد و با صحبت كردن درباره راه‌هايي كه در انتقال او از محيط كاري به كانون گرم خانواده مي‌تواند كمك كند، حامي او باشيد. مثلا روش‌هايي بيابيد تا نامزد يا همسرتان بتواند به وسيله آن تنش‌هاي كاري و شغلي‌اش را در پايان روز كاهش دهد مثلا با ورزش كردن، قدم​زدن، دراز كشيدن و... همچنین بهتر است به محض ورود همسرتان با مسائل و مشكلات احساسي و عاطفي‌تان به او هجوم نبريد. به او وقت بدهيد تا آرام بگيرد.



تفاوت زن‌ها و مردها



این فرق‌ها را بدانید



تفاوت در ارزشیابی: ارزشيابي ما زنان با ارزشيابي‌هاي مردها متفاوت است. ما زن‌ها صرف‌نظر از اينكه تا چه حد در شغل خود موفق هستيم، مادامي كه زندگي احساسي خوبی نداشته باشيم، احساس خوبي نسبت به خودمان نخواهيم داشت. براي يك زن صميميت و نزديكي با همسرش، آرامش و راحتي است.



تفاوت‌هاي ساختماني مغز : مغز مردها با مغز زن‌ها تفاوت‌هايي دارد. مغز مردها تخصصي‌تر است. اين صرفا به اين معناست كه تقسيم كار در آن صورت گرفته است. به عبارت ديگر نيمكره راست مغز مردها با عملكردهاي بينايي و فضايي و همچنين احجام سروكار دارد. (فعاليت‌هاي نظير كسب مهارت‌هاي فيزيكي، تطابق‌هاي چشمي و ماهيچه‌اي). در حالي كه نيمكره چپ به مهارت‌هاي گفتاري و شناختي اختصاص يافته است (مهارت‌هايي مانند بيان احساسات و درك مسائل انتزاعي).
]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2342
تست روانشناسی ـ اسمت بهت میگه چه جور آدمی هستی‌ http://anjoman.hsbteam.com/t2341 Sun, 28 Apr 2013 09:18:58 +0430 دانشمندان ژاپنی بر این عقیده اند که حروف اسم بر اساس این لیست بیانگر خلقیات درونی انسانهاست.



الان ببین راس میگن ؟؟؟!!!



****



a: نعمت خدا



b: عشقِ همه



c: معصوم



d: با استعداد



e: خوب اما شکننده



f: احساسی برای دیگران



g: منطقی



h: آرام



i: مودب



j: لذت بردنی از زندگی



k: قابل عاشق شدن



l: با مزه



m: عالی



n: مغرور



o: ورزشکار



p: خنده رو



q: باحال



r: غیرقابل پیش بینی



s: با احساس



t: خالص و حقیقی



u: سودمند و باهوش



v: عصبانی



w: بیخیال



x: نابغه



y: لذت بردنی



z: خوش مشرب ]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2341
با این تست همسر بهتری انتخاب می کنید! http://anjoman.hsbteam.com/t2340 Sun, 28 Apr 2013 09:17:48 +0430



با انجام اين تست مي‌توانيد به برونگرا يا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پي ببريد. شما خودتان جزو كدام گروه هستيد؟ از آن برونگراهاي دوآتيشه كه اصلا و ابدا با تنهايي كنار نمي‌آيند يا از آن درونگراهايي كه فقط در گوشه عزلت خودشان خوش هستند؟ يا شايد هم ميانه‌رو باشيد. اما به‌طور معمول اكثر انسان‌ها به سمت يكي از اين 2 قطب تمايل بيشتري دارند.



فرق آدم‌های اهل درونگرایی و برونگرایی

تا به‌حال فكر كرده‌ايد كه ابعاد شخصيت تاثير مستقيمي روي انتخاب رشته تحصيلي، شغل، محل زندگي و كلا سبك زندگي شما مي‌گذارد؟ اگر دقت نكرده‌ايد با دقت خط‌هاي بعد را بخوانيد. درونگراها از احساسات و هيجان‌هايشان فقط براي دوست‌هاي معدود خيلي صميمي حرف‌ مي‌زنند ولي برونگراها كاملا در دنياي بيرون سير مي‌كنند؛ آنها دوست دارند كه سرخوش، اجتماعي،‌ رقابت‌جو، سريع و واقع‌گرا باشند. افراد درونگرا بيشتر اوقات خود را به مطالعه و تنهايي سپري كرده و كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستند و در مقابل، افراد برونگرا بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي هستند و فعاليت عملي بيشتري دارند ولي ميزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درونگرا كمتر است. اين افراد مايلند كه بر محيط اطراف خود تاثير و به رقابت با ديگران بپردازند و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي‌شوند.



اگر درونگرايي و برونگرايي در حد افراط در افراد ظاهر شود، ما را در برابر 2 شخصيت نابهنجار قرار مي‌‌دهد البته تعداد اين افراد بسيار كم است و اكثريت مردم ميان اين دو قطب جاي دارند. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده و درونگرايان به سوي جهان ذهني و غيرعيني. شما با آگاهي يافتن از خصوصيات شخصي هر دو گروه مي‌توانيد رابطه بهتري با آنها برقرار كنيد.



درونگراها



جمع گریزهای احساساتی

1. علاقه‌مند به احساسات و افكار خودشان هستند و نياز به داشتن قلمرو شخصي دارند. كم‌حرف، ساكت و متفكرند.



2. دوستان زيادي ندارند و در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشكل دارند. علاقه‌مند به سكوت و تمركز بوده و از ديد و بازديدهاي غيرمنتظره و ناگهاني بيزار هستند.



3. كارايي اين افراد در تنهايي بيشتر است. بزرگ‌ترين وحشت آنها اين است كه در يك جمع شلوغ قرار گيرند. ترس از آنكه فرديت خود را از دست بدهند، دارند و از فعاليت‌هاي انفرادي انرژي مي‌گيرند.



4. در بين انبوه مردم بودن آنها را خسته مي‌كند. بيشتر از دست خودشان عصباني مي‌شوند تا ديگران. معمولا كمرو هستند و درك كردن آنها ممكن است. اهل ايده و عقايد نو هستند.



5. شخصیت‌شان در خلوت و در جمع متفاوت است. مشتاق و احساساتي هستند اما معمولا احساسات‌شان را بيان نمي‌كنند. در جمع ناآشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحتند.



6. تمركزشان قوي است. براي تصميم‌گيري به زمان نياز دارند و قبل از حرف زدن فکر می‌کنند.



7. از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران طفره مي‌روند.



برونگراها



پيشاهنگ‌هاي روشن‌پوش

1- علاقه‌مند به وقايع پيرامون خود هستند.



2- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه مي‌كنند.



3- روراست و معمولا پرحرف هستند.



4- اهل عمل و پيشقدمي در كارها هستند و خيلي اوقات نفر پيشاهنگ انجام يك كار مي‌شوند.



5- به‌سهولت دوستان جديدي يافته يا با يك گروه خود را وفق مي‌دهند.



6- افكار خود را بيان مي‌كنند.



7- علاقه‌مند به افراد جديد و برقراري ارتباط با آنها هستند.



8- تنهايي براي آنها بسيار آزاردهنده است.



9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي مي‌گيرند.



10- خوش‌مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.



11- ريسك‌پذيرند و سريع تصميم مي‌گيرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است و معاشرتي هستند.



12- پس از آنكه حرف خود را مي‌زنند به گفته خود مي‌انديشند، علاقه‌مند به كار گروهي، موسيقي با صداي بلند بوده و فعاليت‌هاي هيجان‌انگيز را بيشتر دوست دارند.



13- رنگ‌هاي روشن را بيشتر مي‌پسندند، بيشتر از اعمال ديگران خشمگين مي‌شوند تا خودشان، اطلاعات شخصي خود را به سادگي با ديگران قسمت مي‌كنند و معمولا فقط از روي تجارب زندگي خود درس مي‌گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.



البته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتمادبه‌نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، يك برونگرا ممكن است اعتماد به نفس پاييني داشته باشد.



12 سؤالی که شخصیت شما را مشخص می‌کند



.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



با انجام اين تست و نمره‌گذاري آن به‌راحتي متوجه مي‌شويد كه خودتان و همسرتان به كدام گروه تعلق داريد







- دوست دارم هميشه آدم‌هاي زيادي دوروبرم باشند.

2- لبخند زدن به ديگران و بيرون رفتن با آنها و تفريح كردن با جمع را كار آساني مي‌دانم.

3- خودم را لزوما آدم اميدواري نمي‌دانم.

4- واقعا از صحبت كردن با ديگران لذت مي‌برم.

5- ترجيح مي‌دهم در جايي باشم كه فعاليت و شلوغي وجود داشته باشد.

6- معمولا ترجيح مي‌دهم كارها را به تنهايي انجام دهم.

7- اغلب احساس مي‌كنم كه پر از نيرو و انرژي هستم.

8- آدم بشاش و داراي روحيه بالايي هستم.

9- آدم خوش‌بيني نيستم.

10- زندگي من با سرعت طي مي‌شود.

11- شخص بسيار فعالي هستم.

12- ترجيح مي‌دهم راه خودم را بروم تا اينكه رهبر ديگران باشم.



 



هركدام از عبارت‌هاي زير را با دقت بخوانيد و به هر سؤال باتوجه به گزينه‌هاي كاملا موافق/ موافق/ بي‌تفاوت/ مخالف/ كاملا مخالف پاسخ دهيد.

.




.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



پاسخنامه: باتوجه به گزينه‌اي كه انتخاب كرده‌ايد، نمره مربوط به گزينه خود را جلوي آن بنويسيد.



با ین تست همسر بهتری انتخاب می کنید



نمره دروني و بيروني بودن شما اينجاست

نمره از 12 تا 24: شما آدم درونگرايي هستيد،‌ تنهايي را بيشتر دوست داريد و دوست داريد كارهايتان را بدون حضور ديگران انجام دهيد.



نمره از 24 تا 48: شما نه كاملا درونگرا هستيد و نه كاملا برونگرا. بعضي وقت‌ها با جمع بودن را ترجيح مي‌دهيد و گاهي تنهايي، هرچه نمره‌تان بالاتر باشد برونگراتر هستيد.



نمره از 48 تا 60: شما آدم برونگرايي هستيد. با جمع بودن را دوست داريد و لذت می‌برید حتي كارهايي را كه مي‌شود تنهايي انجام داد با جمع انجام دهيد.



با انجام اين تست مي‌توانيد به برونگرا يا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پي ببريد. شما خودتان جزو كدام گروه هستيد؟



اما اينها چه فرقي دارد؟

خب حالا كه متوجه شديد داراي كدام‌يك از ابعاد شخصيتي درونگرايي يا برونگرايي هستيد، بدانيد كه برونگرايي و درونگرايي در چند زمينه خيلي مهم زندگي كاربرد دارد:



1- انتخاب رشته تحصيلي: اگر از حالا شروع كرده‌ايد به خواندن كنكور سال بعد، خوب است يكي از عوامل انتخاب‌تان را بگذاريد همين نوع شخصيت. آدم‌هاي درونگرا به رشته‌هايي مثل ادبيات، بعضي از رشته‌هاي هنر و بعضي از رشته‌هاي آزمايشگاهي گرايش دارند. برعكس، آدم‌هاي برونگرا به رشته‌هايي مثل مهندسي‌هاي پردردسر، روانشناسي، علوم اجتماعي، انواع رشته‌هاي پزشكي، روزنامه‌نگاري و... ارتباط برقرار مي‌كنند.



2- انتخاب شغل: جور بودن شغل با تيپ شخصيت‌تان يكي از معيارهاي موفقيت در شغل‌تان است. آدم‌هاي برونگرا به شغل‌هايي كه بيشتر با مردم سروكار دارند، گرايش دارند؛ مثل فروشندگي، كار در بازار، كارهاي درماني و... برعكس درونگراها حتي اگر در رشته‌اي برونگرايانه هم تحصيل كرده باشند سراغ شغل‌هاي درونگرايانه مي‌روند؛ مثلا فردي كه معماري خوانده بيشتر دوست دارد كشيدن نقشه در خلوت را تجربه كند.



3- ازدواج: در ازدواج شناخت ابعاد شخصيتي طرف مقابل بسيار معيار مهمي است. برونگراها با درونگراها خيلي نمي‌سازند و برعكس. اين دیدگاه كه همسر آينده من بايد مكمل من باشد را كنار بگذاريد و دنبال مشابه خودتان بگرديد زيرا با يك فرد مشابه صحبت‌ها و فعاليت‌هاي بيشتري را مي‌توانيد انجام دهيد و لذت بيشتري در اوقات فراغت خود با هم مي‌بريد
]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2340
از بچه اولی تا دومی http://anjoman.hsbteam.com/t2332 Sat, 27 Apr 2013 20:04:45 +0430 تا مدت ها پیش ، والدین به فاصله سنی فرزندان توجهی نداشتند؛ ولی پس از آشنایی با برنامه تنظیم خانواده و آگاهی از این که فاصله سنی تا حد زیادی بر روابط کودکان تاثیر می گذارد ، این موضوع مورد توجه قرار گرفته است . امروزه معلوم شده است که رعایت فاصله سنی مناسب بین فرزند اول و دوم ، تاثیر مهمی در تکامل و بهداشت روانی آن ها دارد .



بعضی والدین احساس می کنند که کودکان آن ها به علت فاصله سنی کم یا زیاد ، توافق و همکاری لازم را با یکدیگر ندارند و به خوبی با هم کنار نمی آیند. نظر این والدین درباره فرزندانشان ممکن است درست باشد ؛ اما یک قاعده کلی و توافق عمومی درباره فاصله سنی مناسب وجود ندارد . روابط خانوادگی تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می گیرد و در مقایسه با دیگر عوامل ، سن بین دو فرزند ممکن است تاثیر مهمی نداشته باشد . تبیان نوشت: برای فاصله های سنی مختلف می توان امتیازها و نارسایی هایی را برشمرد . اطلاعاتی که در ادامه ذکر می شود راهنمای خوبی درباره فاصله سنی کودکان خواهد بود .





فاصله سنی ۹ تا ۱۸ ماه





اگر فاصله سنی دو فرزندتان کمتر از ۱۸ ماه باشد ، با فرزندانی سر و کار دارید که اغلب نیازهای مشترک و مشابهی دارند . وقتی نوزاد به دنیا می آید ، فرزند اول هنوز دارای توقعات بچه گانه ای برای استراحت ، جلب توجه و تغذیه است . بچه اول نمی تواند اختلاف بین سن خود و نوزاد را تشخیص دهد و حتی ممکن است حضور ناگهانی نوزاد ، او را دلتنگ و ناراحت کند . در این فاصله سنی ، فرزند اول در مرحله ای از تکامل قرار دارد که در پی استقلال و خود کفایی است تا وابستگی اش را به والدین ، به ویژه مادر کم کند ؛ اما در شرایط جدید ، وابستگی زیادی به مادر نشان و نسبت به دیگران رفتارهای پرخاشگرانه ای بروز می دهد .





اگر والدین و دیگر نزدیکان در مراقبت از دو کودک همکاری کنند و مادر بتواند مدتی از وقت خود را به کودک بزرگ تر اختصاص دهد ، این فاصله سنی بهتر قابل تحمل خواهد بود.در این شرایط ،به تدریج که کودکان بزرگ می شوند ، به علت نزدیک بودن سن می توانند همبازی های خوبی برای هم باشند . کودک کوچک تر تلاش می کند که از بزر گ تر عقب نماند و فرزند اول ممکن است احساس کند که رقیب کوچک او بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و هر چیز را آسان تر به دست می آورد . این احساسات گاهی به رقابتی شدید بین آن ها منجر می شود . برای این که از بروز اختلاف شدید جلوگیری شود ، والدین باید از دخالت کردن در دعوای آن ها و مقایسه آن ها خودداری کنند.





در کنار این رقابت ها ، بسیاری از خواهران و برادران بزر گ تر که فاصله سنی کمی دارند ؛ خود را نسبت به هم خیلی نزدیک وصمیمی احساس می کنند و این احساس رفاقت در طول زندگی شان ادامه می یابد .مهم ترین نکته درباره این فاصله سنی ، ناتوانی و ضعف مادر است که اطرافیان باید مواظب سلامتی او باشند . وقتی مادر در فاصله یک سال یا کمتر از تولد نوزاد اول و قبل از این که بدن او کمبودها و عوارض زایمان اول را جبران کند و به حالت عادی برگردد ، باردارمی شود ؛ قدرت کافی برای پرورش و نگهداری از جنین نخواهد داشت . این بارداری ها و زایمان های نزدیک برای مادر و نوزاد ، مشکلاتی به وجود می آورد . بارداری با این فاصله کم باید زیر نظر متخصص زایمان باشدتا احتمال بروز خطرات برای مادر و نوزاد کاهش یابد.





فاصله ۱۸ ماه تا ۳ سال





این فاصله رایج ترین فاصله سنی بین کودکان است و امتیازات زیادی دارد . بچه بزر گ تر تا حدودی به حرف والدین گوش می کند و سخنان آن ها را می فهمد و اگر نزدیک سه سالگی باشد ، می تواند تمایلات و عقاید خود را بیان کند . اگر کودک اولی دو ساله باشد ، با این که به مراقبت زیادی – مثل تعویض پوشک – نیاز دارد ، لیکن می تواند برای رفع نیازهای خود مدتی صبر کند . کودک بزر گ تر برای خود ، احتمالا برنامه منظمی دارد و معمولا تمام شب می خوابد ، ولی با ورود نوزاد ممکن است این برنامه مختل و در طول شب بیدار شود . او می تواند برای مدت کوتاهی به تنهایی با اسباب بازی هایش مشغول شود و در مرحله ای از تکامل قرار دارد که علاقه زیادی به مساعدت والدین و تقلید از آن ها نشان می دهد .





با این که کودک به علت توجه مادر به نوزاد ، تا حدی خود را فراموش شده احساس می کند ، ولی می داند که نوزاد به توجه بیشتری احتیاج دارد . والدین می توانند ضمن گفت و گو با بچه اول او را قانع کنند و با گوش دادن به حرف های او ، بار دلتنگی و نگرانی اش ر ا سبک کنند . گاهی کودک برای جلب توجه والدین ، رفتار بچه گانه ای پیدا می کند و وابستگی شدیدی به مادر نشان می دهد . این رفتار را در این شرایط باید امری عادی تلقی کرد . والدین روش تربیتی و پرورش کودک اول را تجربه کرده اند و تربیت و نگهداری از بچه دوم ، به خاطر این تجربه و آشنایی آسان تر است .





فاصله سنی بین دو کودک به اندازه ای است که می توانند برای یکدیگر همبازی خوبی باشند و در عین حال به خاطر اختلاف سنی ، به طور جداگانه توجه والدین را به خود جلب کنند . این دو کودک احتمالا در مهد کودک و مدرسه در یک کلاس قرار نمی گیرند و این موضوع رقابت بین آن ها را کاهش می دهد . از آنجا که این فاصله سنی خیلی متداول است ، احتمال این که آشنایان شما هم کودکانی با این فاصله سنی داشته باشند زیاد است . این موضوع معاشرت با این آشنایان را برای والدین و کودکان عملی مطلوب می سازد . در این معاشرت ها کودک بزر گ تر مشاهده می کند که همسالان او نیز خواهران و برادران کوچکی دارند .





فاصله سنی ۳ تا ۵ سال





بعضی از کارشناسان تعلیم و تربیت کودکان ، بهترین فاصله سنی بین فرزندان را ۳ تا ۴ سال می دانند . به عقیده آن ها وقتی کودک اول به سن ۳ تا ۴ سالگی می رسد ، می تواند به خوبی حرف بزند و قدرت درک و فهم و استقلال او به اندازه ای است که زیاد به مراقبت و توجه احتیاج ندارد . با توجه به این دلایل ، فاصله سنی بین ۳ تا ۴ سال فاصله خوبی است ؛ ولی با در نظر گرفتن شرایط و ملاحظات دیگر مانند بالا رفتن سن مادر و خطر بارداری ممکن است این فاصله عملی نباشد . به علاوه ، هیچ گزارش عملی مبنی بر امتیاز این فاصله سنی منتشر نشده است .





بعضی والدین از این که کودک اول پس از ۳ تا ۴ سال که شماره یک به حساب آمده است ، با ورود نوزاد خود را فراموش شده تلقی می کند ، احساس خوبی ندارند . باید دانست که در این سن کودک در مرحله ای از رشد است که می تواند نیازهای اجتماعی خود را توسط افراد دیگری غیر از والدین ، برطرف سازد . کودک در سه سالگی علاقه زیادی به بازی با بچه ها و رفتن به مهد کودک پیدا می کند . اگر نوزاد وارد خانواده نشود ، این رابطه اختصاصی به تدریج تغییر می کند . برای والدینی که صاحب فرزند دوم می شوند ، این رفتار کودک فرصت خوبی ایجاد می کند تا به او اجازه دهند که رشد و استقلال خود را به دست آورد .





البته این امر، بدین معنی نیست که کودک اول برای آشنایی و سازگاری با نوزاد ، از کمک دیگران بی نیاز است . شاید مهم ترین نکته در پرورش کودکان ۳ تا ۵ ساله ، آگاهی از نیاز آن ها برای جلب توجه والدین و مصاحبت با آن هاست .کودک در این سن برخورد مثبت والدین را ترجیح می دهد ؛ ولی اگر بداند با برخورد منفی آن ها روبه رو می شود ، سعی می کند با بدرفتاری و بهانه گیری ، آن ها را عصبانی کند تا به این وسیله توجه شان را به خود جلب کند . بهتر است والدین ساعاتی از اوقات فراغت خود را با این کودکان بگذرانند تا با تامین نیازهای آن ها ، رضایتشان را جلب کنند . بزر گ ترین نارسایی این فاصله سنی ، تفاوت علایق و توانایی های آن ها برای مدتی به نسبت طولانی است . به علت این تفاوت ، برای سرگرمی و جلب رضایت هر یک از آن ها ، فعالیت ها و روش های متفاوتی لازم است .





فاصله سنی ۵ سال و بیشتر





این فاصله سنی باعث می شود که هر یک از فرزندان در بسیاری از جنبه های زندگی به طور مستقل رشد و تکامل پیدا کند . در بین این کودکان نیز رقابت وجود دارد ، ولی شدت آن به مراتب کمتر از فاصله های سنی کمتر است . دوستان و همبازی های این کودکان متفاوت و فعالیت ها و مدرسه آن ها احتمالا با هم فرق دارد .معمولا خواهران و برادران بزر گ تر در این موقعیت ها ، از این که گاهی می توانند به جای والدین نقش آن ها را انجام دهند ، احساس غرور می کنند . این فاصله سنی به ندرت در خانواده ها دیده می شود چرا که در حال حاضر با بالا رفتن سن ازدواج، بارداری دیرهنگام می تواند مشکلات جسمی زیادی برای مادر و نوزاد به وجود آورد.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2332
کمک کنید تا حسادت نکند http://anjoman.hsbteam.com/t2331 Sat, 27 Apr 2013 20:04:00 +0430

ورود نوزاد دوم به خانواده برای كودك اول، بحران بزرگی را به وجود میآورد اما بر اساس چگونگی رفتار والدین با فرزند بزرگتر، ممكن است او حسود و كینه توز بار آید یا مهربان و دور از حسد. از این رفتار مطلعید؟





 





حسادت به فرزند تازه وارد





او كه تا آن زمان مورد توجه والدین بوده است با آمدن نوزادی دیگر موقعیتش را در خطر می بیند و احساس ناخوشایندی پیدا می كند. از یك طرف دوست دارد به او بپیوندد و از طرفی احساس می كند جایگاه خود را از دست داده است. حالا برادر یا خواهر جدید، مركز توجه والدین شده است. پس روی تخت او می خوابد، اصرار دارد شیشه شیر را او در دهانش بگذارد، نوزاد را در بغل گرفته، محكم می فشارد و...





 





هیجان حسادت در 14، 15 ماهگی كاملاً دیده شده است. یعنی اگر مادر یك نوزاد 14 ماهه، نوزاد دیگری را در آغوش بگیرد، نوزاد خودش واكنش نشان می دهد.





 





گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می دهد. مثلاً رختخواب خود را تر می كند یا به مكیدن شست خود مبادرت می ورزد و گاهی اوقات از خوردن غذا خودداری می كند یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می دهد. از جمع، گوشه گیری و تظاهر به بی اعتنایی می كند، با رقیب خود دشمنی و بدرفتاری می كند و از شخص مورد علاقه دوری می كند.





 





هدف بچه ها از اجرای این گونه اعمال، جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او به خویشتن است. در حقیقت آن ها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می كنند.





 





حسادت در میان بچه ها در سال های سوم و چهارم زندگی بیش از سایر اوقات است.





 





چند توصیه برای رفتار با فرزندی كه به نوزاد جدید حسادت می كند:





1- این كه كودك 5 ساله به نوزاد حسادت كند امری طبیعی است. او مجبور است شرایط جدیدی را تحمل كند. از این پس در هر آنچه داشته، باید با دیگری شریك شود؛ پس احساس او را درك كنید. به هیچ وجه نباید با رفتارمان آن حس حسادت را تقویت كنیم.





2- او را در فعالیت های مربوط به شیرخوار شركت دهید تا احساس طرد شدن نكند. مثلاً او را با مسئولیت نگهداری نوزاد درگیر كنید، از او بخواهید پوشك نوزاد را برایتان بیاورد. وقتی شما در اتاق نیستید او را سرگرم كند. هنگامی كه نوزاد گریه می كند آرام به پشت نوزاد بزند و او را ساكت كند.





3- اگر اصرار دارد نوزاد را در آغوش بگیرد با رعایت نكات ایمنی این اجازه را به او بدهید. به او یاد بدهید چگونه نوزاد را بغل كند و در طول روز بگذارید نوزاد را در آغوش بگیرد.





4- رفتارهای مناسب كودك را تشویق كنید؛ مثلاً بگویید از این كه در عوض كردن لباس كوچولو به من كمك كردی متشكرم، تو خیلی خوب به من كمك می كنی.





5- زمانی را در طول روز به فرزند اول اختصاص دهید و حتی سعی كنید چند دقیقه با او تنها باشید. احساس خود را به او نشان دهید و بگویید كه دوستش دارید تا او نیز احساسات خود را برای شما بیان كند. حتی زمانی خیلی كوتاه او را در آغوش بگیرید. اگر عادت داشته روی زانوی شما بنشیند باز هم این امكان را در اختیارش قرار دهید.





6- واكنش های نوزاد را برایش توصیف كنید، مثلاً بگویید: او دوست دارد تو به آرامی با او رفتار كنی. این توضیحات موجب بهتر شدن روابط بین آنان و لذت بردن از وجود یكدیگر خواهد شد.





7- توصیه ای كه به والدین می شود، این است كه قبل از تولد فرزند دوم تمام مسائل را برای بچه اول توضیح دهند و اثرات مثبت برادر و خواهر داشتن و اثرات منفی تنهایی را برایش بیان كنند.





8- بعد از تولد فرزند دوم این مسئله را رعایت كنند كه تمام حواس ها و ذهن ها عطف به بچه دوم نشود و در تمام كارها از بچه اول كمك گرفته و او را در بزرگ كردن بچه دخیل كنند. از طرف دیگر زمانی كه خانواده و بستگان شما فرزند جدید را ملاقات می كنند به آن ها یادآوری كنید كه به كودك بزرگ تر نیز توجه كنند.





9- اهمیت دادن به كودك و نظرخواهی از او این احساس را در كودك به وجود می آورد كه هنوز برای خانواده اش عزیز و محترم است و احساس بزرگی می كند.





10- اگر كودك بزرگ تر اشتباه جزئی كرد چشمپوشی كنید و اگر عمداً یا غیر عمد به نوزاد ضرر زد، مناسب و معقولانه رفتار كنید و به خاطر داشته باشید كه دعوا كردن او فقط باعث ازدیاد حسادتش می شود. فرض كنید كودك 4 ساله شما به طور عمد دستش به چشم نوزاد خورده و او گریه می كند. شما می توانید در حال بغل كردن نوزاد به كودك 4 ساله خود بگویید: حتماً حواست پرت شده بود كه مواظبش نبودی، درسته؟ حالا بیا كمك كن ببینم به چشم او آسیبی خورده یا نه. وقتی كودك ببیند كه شما او را از خود نمی رانید و با منطق با او صحبت می كنید، می فهمد كه دلیلی برای حسادت وجود ندارد.





11- او را از خود دور نكنید. مثلاً والدینی كه برای سهولت كار خود، فرزند بزرگ ترشان را برای مدت طولانی پیش پدربزرگ و مادربزرگ یا پیش هر آشنای دیگری می فرستند تأثیر مخربی روی رفتار خود بر جای می گذارند. البته خیلی خوب است كه والدین از كمك نزدیكان هم بهره بگیرند اما تمام كودكان حق دارند نزد والدین خود زندگی كنند و نباید آن ها را از حقشان دور كنید.





12- پدر خانواده هنگامی كه وارد خانه می شود، بلافاصله سراغ نوزاد نرود بلكه ابتدا به سوی فرزند بزرگ تر رفته، پس از كمی بازی و صحبت با او نزد نوزاد برود و در بدو ورود هرگز از فرزند اول سۆال نكنید حال نوزاد چطور است؟





13- در حضور فرزند اول نباید فرزند دوم را زیاد ناز و نوازش كرد. باید مراقب باشید كه هنگام صحبت با فرزند بزرگ تر زیاد او را نصیحت نكنید كه «تو بزرگ تر هستی، تو باید رعایت كنی، تو باید همیشه گذشت كنی و...» چرا كه این صحبت ها ممكن است فرزندان اول را كمی آزرده كند.





14- مواظب باشید تا نشانه های اضطراب را در كودكان بموقع تشخیص دهید. نشانه هایی مثل ناخن جویدن، مكیدن انگشت، شب ادراری، لكنت زبان، بیقراری و پرخاشگری، ترس، كابوس و... اگر در او دیده شوند باید دید از چه موقع و به چه مدت به وجود آمده





در بیشتر موارد، این نشانه ها با ورود نوزاد شروع شده یا شدت یافته اند. این نشان می دهد والدین نتوانسته اند كودك خود را با ورود نوزاد سازگار كنند و باید رفتار خود را تعدیل كنند یا حتی در صورت لزوم با یك مشاور صحبت كنند.

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2331
فشار خون افراد سیگاری کمتر از میزان واقعی است http://anjoman.hsbteam.com/t2309 Sat, 27 Apr 2013 17:16:06 +0430 رئیس مرکز تحقیقات نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: فشارخون افراد سیگاری کمتر از میزان واقعی است زیرا فشار افراد سیگاری بر اثر استعمال دخانیات و آزاد شدن کاتکول آمین ها افزایش می یابد اما نیکوتین حاوی ماده ای دیلاتور است که فشارخون را کاهش می دهد.



 محبوب لسان پزشکی در گفت وگو با نظام پرستاری اظهار کرد: بلافاصله پس از کشیدن سیگار و به واسطه آزاد شدن کاتکول آمین و در پی آن اپی نفرین فشارخون افزایش می یابد که مدت اثر آن 15 تا 30 دقیقه است بنابراین برای افراد سیگاری مونیتورینگ فشارخون توصیه می شود.



وی ادامه داد: فشارخونی اپتیوم و نرمال است که فشار سیستول زیر 120 و فشار دیاستول کمتر از 80 باشد چنانچه از این حد تجاوز کند نرمال و طبیعی نیست اگر سیستول 120 تا 139 و دیاستول 80 تا 89 میلی متر جیوه باشد اصطلاح پره هایپرتنشن را اطلاق می کنند که به یک معنا بیماری است و به یک معنا نیست.



رئیس مرکز تحقیقات نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: اگر فشار خون سیستول بیش از 140 و تا حدود 159 میلی متر جیوه و یا فشار دیاستول از 90 تا 99 میلی متر جیوه باشد اصطلاح استیج یک هایپرتنش را اطلاق می کنند بنابراین وجود یکی از این 2 موارد کافی است.



به گفته لسان پزشکی، اگر فشار خون سیستول 160 یا بالاتر باشد استیج 2 هایپرتنش است.



وی با بیان اینکه فشارخون باید در محیط آرام گرفته شود، گفت: فرد نباید در ترس و اضطراب باشد و دیده شده فشارخونی که توسط پزشک گرفته می شود به مراتب بیشتر از فشارخونی است که توسط تکنسین یا پرستار گرفته می شود باید سعی شود فشارخون یک بار گرفته شود همچنین در شرایط بدون اضطراب باشد.]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2309
نقش والدین در حفظ فرزندان از ارتكاب جرم http://anjoman.hsbteam.com/t2308 Sat, 27 Apr 2013 17:14:42 +0430 ناهنجاری‌های اجتماعی كه ناشی از رفتارهای مغایر با قانون، عرف و اخلاق جامعه است، هرچند در نگاه اول ریشه‌هایی در اقتصاد، فقر، بی‌سوادی، آشفتگی‌های خانوادگی و سایر مبانی دیگر دارد، اما كالبدشكافی بزهكاری‌های اجتماعی بدون توجه به ریشه‌های رفتاری و روان شناختی آنها فقط مدیریت انتظامی و قضایی جامعه را در مسیر مقابله و برخورد پلیسی قرار می‌دهد.



به نقل از ایران ؛ در حال حاضر بیش از ۱۶۰۰ مصداق مجرمانه در قوانین كشور ما وجود دارند كه اكثریت آنها مجازاتی غیر از زندان ندارد. پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده نشان می‌دهد بدون ریشه یابی‌های رفتاری و روانی و درمان آن نخواهیم توانست به‌طور كامل یا حتی مطلوب با جرایم مقابله كنیم، حال آن‌كه راهكار پلیسی و قضایی آخرین مرحله مبارزه با جرائم است.



یكی از جرایمی كه امروزه بیشترین آمار دادسراها و دادگاه‌ها را به خود اختصاص داده سرقت و دزدی است. وقوع این جرم در حال حاضر از طبقه مردان و سنین خاص فرا‌تر رفته و در بین زنان و اطفال نیز شیوع پیدا كرده است.



بر هیچ‌كس پوشیده نیست، سرقت و دزدی در شكل‌های مختلف همواره باعث آزارهای روانی و زیان‌های مادی شهروندان جامعه بوده است. از دله‌دزدی تا دزدی خودرو و لوازمش، سرقت‌های مسلحانه و خشن همه در قالب سرقت قرار می‌گیرند كه خطرات و ناهنجاری‌های اجتماعی آنها در همه زمان‌ها انسان را تهدید می‌كرده است.



عوامل زیربنایی سرقت

الف: فقر عاطفی: كودكان و نوجوانانی كه در خانواده متلاشی رشد كرده یا در اثر طلاق و یا مرگ یكی از والدین دچار تبعیض اجتماعی و سرخوردگی عاطفی شده و به دنبال آن مبتلا به حالت‌های روانی چون انزواطلبی، افسردگی و گوشه‌گیری از جامعه می‌شوند، بستر رفتاری مناسب برای سرقت دارند.

ب: ناكامی: هنگامی كه در راه رسیدن به اهداف مادی یا معنوی یك فرد موانعی ایجاد شود و شخص به هدف‌های خود نرسد، دچار ناكامی شده و همین حالات روانی ممكن است راه ارتكاب سرقت را برایش هموار كند.

ج: حسادت: پاره‌ای از اوقات، فرد با توجه به عدم امكان و دستیابی به موقعیت مادی و اجتماعی و یا منزلت اقتصادی دیگران دچار رشك و حسد شده و چون نمی‌تواند مشابه صاحبان اموال و دارایی‌های قابل توجه مالك آنها شود دست به دزدی می‌زند.

د: راحت طلبی و تنبلی اجتماعی: یكی از اصلی‌ترین علل روانی ارتكاب سرقت، فرآیند روحی است. فردی كه علاقه‌ای به تلاش و كوشش نداشته و دلش می‌خواهد با یك قدم از ابتدا تا انتهای هدف رسیده و بدون تلاش و زحمت صاحب رفاهیات اجتماعی شود. این‌گونه راحت‌طلبی‌ها باعث راه‌اندازی و تشكیل باندهای كلاهبرداری، جعل، تقلب و امروزه شركتهای هرمی - بدترین نوع سرقت از مردم - می‌شود.

و: تجربه‌های دوران كودكی: حوادث و اتفاقات تلخ دوران كودكی ممكن است از فرد، شخصیتی ضداجتماعی بسازد. در بسیاری از موارد دزدان دارای رفتار ضد اجتماعی هستند یعنی گرایش درونی آن‌ها به قانون شكنی عامل اصلی اقدام به دزدی می‌شود. آزار و اذیت دیگران، سرقت اموال آن‌ها حتی با زور و مجروح كردن عامل لذت این‌گونه اشخاص می‌شود، چرا كه وقتی دست به چنین كارهایی می‌زنند تصور می‌كنند انتقام خود را از دنیای بی‌رحم و جامعه زورگو گرفته و همه این‌ها حق و حقوق از دست رفته‌اش هستند.

ه: خودنمایی: برخی از نوجوانان و جوانان برای نمایش قدرت، جرأت حادثه‌جویی و كله‌شقی خود به همسالان، كه برای آن‌ها بسیار ارزشمند است دست به دزدی و غارت اموال دیگران می‌زنند و به این وسیله با ایفای چنین نقشی نیاز به تعلق خاطر گروهی خود را برآورده می‌كنند. قرار گرفتن در گروه همسالان بزهكار به خصوص برای نوجوانان و جوانانی كه دوستان آن‌ها دست به جیب بوده و در مواقع مختلف خوب پول خرج می‌كنند باعث می‌شود آن‌ها كه پول توجیبی محدودی دارند به انحراف كشیده شوند.



نقش والدین در حفظ فرزندان از ارتكاب جرم

با توجه به برخی دلایل روانی و موارد دیگری از مبانی روانشناختی سرقت باید راه‌های جلوگیری از بروز زمینه ارتكاب سرقت در نوجوانان و جوانان را نیز بررسی كرد. یعنی والدین به جای این كه به فرزندان‌شان بگویند «مواظب باش»، «اطراف خود را بپا»، «هوای كار را داشته باش» و... بهتر است بگویند «چگونه باش»، «چگونه دوستانی انتخاب كن» و... كه البته باید این مفاهیم با زبانی ساده و قابل فهم معنا و مفهوم دزدی را برای كودك روشن كرده و زشتی این عمل را به او نشان دهند یعنی همان داستان معروف تخم مرغ دزد شتر دزد می‌شود. گاهی اوقات برخی والدین برداشتن یك خودكار یا مداد یا حتی اسباب بازی توسط فرزند خود را با آب و تاب بیان كرده و آن را به حساب شیرین كاری كودكان‌شان می‌گذارند كه از همین جا نطفه دزدی بسته می‌شود. كودكان از چهارسالگی معنی وجدان، مال خود، مال دیگران، زشتی دست درازی به اموال دیگران را به خوبی می‌فهمند و باید به آنها فهمانده شود. والدین باید تلاش كنند فاصله ارتباطی خود را با فرزندانشان كاهش داده و فقط در جایگاه ارباب، رئیس یا فرمانده قرار نگیرند، بلكه والدین موفق همواره در جایگاه دوست فرزند خود بوده كه می‌توانند او را از بزهكاری‌ها نجات دهد.



از سوی دیگر باید زمینه سالم پرورش شخصیت كودكان و نوجوانان بعد از والدین به وسیله معلمان و مربیان فراهم شود و كودكان به گونه‌ای رشد كنند كه از امور جرم زا بگریزند و بترسند. والدین هم در صورت مشاهده رفتار انحرافی در فرزندان باید مسئله را جدی گرفته و قبل از رشد این ویروس در روح و روان فرزند، ریشه آن را قطع كنند.برخی از مادران تصور می‌كنند با مخفی كردن ناهنجاری‌های رفتاری فرزندان خود در مورد آنها دلسوزی می‌كنند. اما آن‌ها باید بدانند این حركت نه تنها دوست داشتن و دلسوزی نیست بلكه نخستین گام در خیانت به آینده فرزندان است چرا كه مخفی‌كاری، اصلی‌ترین حركت در آغاز بزهكاری كودكان و نوجوانان در شرایط حاضر است.

طی بررسی‌های میدانی و مشاهده پرونده‌های مطرح در مراجع قضایی مشاهده می‌شود، اینك سارقان از یك سرخوردگی مشترك برخوردار هستند.



همه آنها چه دله دزدها و چه سارقان لوازم داخل خودرو و خودرو و سارقان حرفه‌ای و حتی به عنف و زورگیرها همگی قصد رسیدن به آمال و آرزوهای از دست رفته یا دور از دسترس خود را دارند كه نتوانسته‌اند از راه شرعی و حلال به آن برسند. پس چنانچه موفق به سرقت شوند ضمیر ناخودآگاه‌شان همواره آن‌ها را سرزنش خواهد كرد، این موضوع در پرونده‌های سرقت وجود دارد و ملاحظه می‌شود كه اغلب سارقین در آخرین دفاع خود اظهار ندامت و پشیمانی كرده و از قاضی و دادگاه طلب عفو و بخشش می‌نمایند هرچند جرم سرقت دارای دو جنبه عمومی و خصوصی است اما دستگاه قضایی درصدد برگشت مال مالباختگان است تا مقررات ماده 667 قانون مجازات اسلامی فراهم آید و در صورت فقدان عین رد مانند یا قیمت مال مسروقه مسترد شود تا شاید بخشی از خسارت وارده به جامعه ترمیم گردد كه در اصطلاح به آن جنبه خصوصی گفته می‌شود. اما حیثیت عمومی جرم در صورت رضایت شاكی و مدعی خصوصی كماكان باقی است وبا مجازات سارق عملی خواهد شد...



در نتیجه یادآور می‌شود ابتدا باید خانواده‌ها به‌عنوان هسته‌های كوچك اجتماعی مراقب اعضای خانواده به‌خصوص فرزندان خود باشند تا زمینه‌های بروز و ظهور این‌گونه بزه‌ها به صفر برسد و جامعه با این هسته‌های كوچك و سالم تبدیل به یك جامعه عاری از بدی و جرم شود كه این مهم شدنی و عملی است.



از سوی دیگر باید سارق بعد از دستگیری و تحقیقات و اثبات جرم و محكومیتش طبق ماده 667 قانون مجازات اسلامی مجازات شود و حقوق مالباخته استیفا گردد. بدین معنا كه برابر قانون در همه موارد سرقت و ربودن اموال، دادگاه علاوه بر تعیین مجازات، سارق یا رباینده را به رد (بازگردان) عین مال مسروقه محكوم می‌كند و اگر عین آن وجود نداشته باشد، سارق به رد مانند یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارت وارده محكوم خواهد شد.



اگر سارق عین مال را برنگرداند یا قیمت آن را نپردازد، چنانچه مالی از او در دسترس باشد ضبط و به میزان محكومیت از مال ضبط شده برداشت می‌شود؛ در غیر این صورت، به تقاضای مال باخته تا زمان پرداخت در حبس باقی خواهد ماند. حتی اگر مدت محكومیت مجازات اصلی او تمام شده باشد.]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2308
شوخی به قیمت طلاق! http://anjoman.hsbteam.com/t2278 Sat, 27 Apr 2013 10:42:28 +0430

شوخی و مزاح كردن یكی از سالمترین و جذابترین تفریحات آدمی به خصوص تفریحات خانوادگی محسوب می شود كه در عین زیبایی بسیار حساس و ظریف و شكننده می باشد و افراد با كمترین كم توجهی به راحتی می توانند اصول آن را زیر پا گذاشته و زیبایی بیش از حد آن را به زشتی غیرقابل توصیفی تبدیل نمایند.





 





معمولاً  وقتی دختر و پسری با یكدیگر عقد می كنند به دلیل عدم صمیمیت و رودر بایستی زیادی كه با هم دارند، بسیار رسمی با یكدیگر برخورد نموده و یقیناً از شوخی با هم امتناع می ورزند. البته این جریان تنها تا یك ماه یا نهایتاً سه ماه ابتدای دوران عقد پابرجاست و پس از این زمان به دلیل صمیمیت و محبت زیادی كه بین دختر و پسر حاصل می گردد، ارتباطشان با یكدیگر بیشتر شده و به قولی باب شوخی هم بینشان باز می گردد.





 





چنانچه قبلاً اشاره شد همانگونه كه افراد می توانند از شوخی به عنوان عاملی برای نزدیكی و شادی اطرافیان استفاده نمایند،  می توانند از آن به عنوان وسیله ای برای آزار و اذیت عزیزانشان نیز استفاده نمایند. به بیان دیگر شوخی اگر در جای خود و در قالب اصولش استفاده شود زیبا و خنده دار است و باعث طراوت زندگی مشترك می گردد ولی اگر از این اصول خارج گردد، نه تنها خنده دار و زیبا نیست بلكه ویران كننده روابط زن و مرد نیز می باشد و حتی ممکن است دامنه اختلافات قدیمی را تا حدی گسترده کند که رابطه شما از بیخ و بن با مشکل مواجه شود.





 





شوخی های ویران





 





- شوخی هایی كه در جای خود استفاده نمی شوند. مثلاً شوخی با فردی كه بسیار ناراحت





 





- شوخی هایی كه از طریق تمسخر، توهین، تحقیر و ... باعث ویرانی شخصیت فرد مقابل می گردند.





- شوخی هایی كه باعث كوچك شدن فرد در مقابل دیگران می گردد.





- شوخی های همیشگی و غیرمتعارف





 





- و ...





  





- افراد خشك: افرادی كه به هیچ وجه از شوخی خوششان نمی آید. یعنی نه با كسی شوخی می كنند و نه دوست دارند كه كسی با آنها شوخی كند. رفتار و كردار این افراد بسیار رسمی بوده و كارهایی چون شوخی را جلف و به دور از شخصیت محترمشان می دانند.





 





-افراد شوخ طبع:  افرادی هستند كه از خندیدن و خنداندن بسیار لذت می برند. به همین دلیل از لطیفه ها و خاطرات خنده دار به منظور شاد كردن اوقات استفاده می نماید.





 





-افراد شوخ طبع افراطی: اینها جزء افرادی هستند كه همه چیز را به شوخی می گیرند. برای آنها مسائل جدی هیچ معنایی ندارد. معمولاً به این گونه افراد «الكی سرخوش» می گویند و كنار آمدن و زندگی كردن با آنها بسیار سخت است.





 





-افراد شوخ طبع متعادل: آنها كسانی اند كه در عین شوخ  طبعی با مسوولیت و جدی  اند و به دیگران و بخصوص همسرشان احترام می  گذارند و بسیار مراقبند كه مبادا با شوخی هایشان كسی را ناراحت كنند. این افراد شوخ  طبعی را وسیله ای برای شاد و مفرح كردن اوقات و آرام كردن دیگران می  دانند. این گروه از افراد بهترین شخصیت ها را دارا می باشند و برای ازدواج بسیار مناسبند.





 





-افرادی كه از شوخی به عنوان ابزار استفاده می كنند: برخی دیگر از شوخی به عنوان ابزاری برای تمسخر،  سركوفت و تحقیر و آزار دیگران استفاده می نمایند.





 





امام باقر(ع) می فرمودند خدا شوخی و مزاح را دوست دارد مدامی كه حرف زشت و ركیك نباشد. ( الكافی، ج : 2، ص : 663)

]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2278
روانشناسی رنگ چشم ها http://anjoman.hsbteam.com/t2185 Thu, 25 Apr 2013 08:51:45 +0430
برای مشاهده لینک باید ثبت نام کنید
جام خانواده:

شناخت شخصیت افراد‌ از روی رنگ چشم، گزینه جد‌ید‌ی است که د‌ر روابط انسانی بی‌تاثیر نبود‌ه و چنانچه د‌رست به کار رود‌، مشکلات زیاد‌ی را حل خواهد‌ کرد‌. مطلب زیر که توسط یکی از انجمن‌های اینترنتی عربی منتشر شد‌ه است، به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت د‌ارند‌گان آن می‌پرد‌ازد‌.

رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و اراد‌ه‌ای بالا د‌ارند‌. د‌ر تصمیم‌گیری‌ها، خیلی محکم عمل می‌کنند‌ و تا حد‌ی خود‌ رای و مغرور نیز هستند‌. این افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالایی د‌ارند‌ و تا آخرین توان خود‌ به د‌یگران کمک می‌کنند‌...


● رنگ چشم آبی

د‌ارند‌گان چشم‌های آبی، د‌ارای نگاهی عمیق هستند‌ و شخصیتی حساس د‌ارند‌. این افراد‌ به راحتی فکر و نظر خود‌ را به د‌یگران تحمیل می‌کنند‌.


● رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی، انسان‌هایی رویایی هستند‌ که د‌ر فضای شاعرانه‌ای زند‌گی می‌کنند‌ و همچنین بسیار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسیار سعی می‌کنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌یگران کمک کنند‌. این افراد‌ همچنین د‌ارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند‌.


رنگ چشم قهوه‌ای

چشم قهوه‌ای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه‌ای‌ها، بسیار خونسرد‌ند‌ و هرچه را که می‌خواهند‌ به راحتی تصاحب می‌کنند‌.


رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم‌های خاکستری، د‌و د‌سته هستند‌. یا از شخصیتی آرام برخورد‌ارند‌ و یا شخصیتی عصبی و انقلابی د‌ارند‌، ولی د‌ر مجموع انسان‌هایی سرسخت و سنگین د‌ل هستند‌.


رنگ چشم عسلی

با وجود‌ اینکه چشم ‌عسلی‌ها، انسان‌هایی خوش قلب هستند‌ ولی با د‌یگران صریح نیستند‌. این افراد‌ همیشه به د‌نبال د‌وست می‌گرد‌ند‌. چشم عسلی‌ها معمولاً از کود‌کی روی پای خود‌ می‌ایستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌یگران تکیه کنند‌.


روزنامه اطلاعات ]]>
http://anjoman.hsbteam.com/t2185